خبرگزاری فارس: رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در مورد ماموریت مهدی هاشمی گفت: بنده به آقای مهدی هاشمی ماموریت ندادم و وی از طرف مدیریت دانشگاه حکم نداشته و بنده حکمی به ایشان ندادم.
به گزارش حوزه دانشگاه خبرگزاری فارس، عبدالله جاسبی در گفتوگو با خبرنگاران در تبریز اظهار داشت: همین جا اذعان میکنم که دانشگاه آزاد همواره تابع دیدگاهها و نظریات مقام معظم رهبری بوده و در کنار آن نیز در مسیر و چارچوب سیاستهای کلی نظام حرکت میکند و شکی هم در این رابطه وجود ندارد.
وی همچنین تصریح کرد: کسانی که به هر شکلی در مقابل نظام اسلامی قرار گیرند در دانشگاه آزاد جایی نخواهند داشت چرا که معتقدیم از جمله برنامههای اصلی مخالفان نظام که برنامهریزی کرده و روی آن سرمایهگذاریهای کلان کردهاند، ایجاد اختلاف بین مسئولان نظام بوده و هست و بر همین اساس در این برهه زمانی باید ضمن حفظ هوشیاری کامل بهانه دست دشمنان ندهیم.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در ادامه به رویکرد آینده دانشگاه آزاد اسلامی اشاره کرد و افزود: در دهه چهارم تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی رویکرد اصلی ما توسعه کیفی در کنار ایجاد زمینه رقابت با دانشگاههای بینالمللی معتبر دنیاست.
جاسبی با تاکید بر اینکه اختلاف بین مسئولان خطری جدی برای نظام است،گفت: اعتقاد ما این است که برای حل و فصل اختلافها باید قانون اصل باشد.
وی در ادامه سخنان خود به موضوع ماموریت مهدی هاشمی اشاره کرد و اظهار داشت: به آقای مهدی هاشمی ماموریت ندادم و وی از طرف مدیریت دانشگاه نیز حکم نداشته و باز تاکید میکنم که بنده حکمی به ایشان ندادم.
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی همچنین به برنامههای آتی دانشگاه آزاد اشاره کرد و افزود: برای رسیدن اهداف که برای این دانشگاه ترسیم شده برنامههای متنوعی نظیر جذب نخبهها، تجاریسازی پروژههای تحقیقاتی، حمایت از واحدهای دانشگاهی برای تأسیس رشتههای نو (بیو تکنولوژی، نانو تکنولوژی، فیزیک پلاسما، فیزیک اتمی، انرژیهای خورشیدی،IT و ICT ) فناوریهای مورد نیاز کشور، توسعه شعبات علوم و تحقیقات در مراکز استانها برای تحصیلات تکمیلی، توسعه رشتههای بین رشتهای و دانشگاه مجازی است.
جاسبی در خصوص واحدهای برون مرزی این دانشگاه نیز افزود: باید همین جا اعلام کنم که هم اکنون چهار واحد فعال در کشورهای لبنان، امارات متحده عربی، انگلستان و افغانستان دایر است و در کشورهای عراق،سوریه، مالزی، تاجیکستان و آذربایجان نیز تاسیس واحد در مرحله مطالعه و اخذ مجوز برای دایر کردن قرار دارد.
وی در ادامه گسترش واحدهای دانشگاهی در خارج از کشور را در توسعه فرهنگ عمومی و اسلامی کشور تأثیرگذار دانست.
خبرگزاری فارس: رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی گفت: مواضع رئیسجمهور در مجمع عمومی سازمان ملل و مصاحبه با لری کینگ بسیار هوشمندانه، با خبرویت کامل سیاسی و منطبق با حکمت، عزت و مصلحت بود.
احمد توکلی در گفتوگو با خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس افزود: سخنان آقای احمدینژاد در مجمع عمومی سازمان ملل در تکمیل جهتگیریهای چند سال گذشته ایشان بود و از نظر ایجابی و سلبی نکات قابل توجهی داشت.
وی گفت: سخنان رئیسجمهور از نظر ادبیات به کار گرفته شده ادبیات توحیدی و از نظر سیاسی هوشمندانه بود. محورهای سلبی از مهمترین مسائل داخلی و بینالمللی اظهارات رئیس جمهور بود که از آن می توان به مسئله هستهای ایران، جنگافروزیها در خاورمیانه، ساختار ظالمانه سازمانهای بینالمللی اشاره کرد.
وی گفت: آقای احمدی نژاد در رویکرد ایجابی، پیشنهادهای قابل توجهی مانند انرژی هستهای برای همه و سلاح هستهای برای هیچ کس یا پیشنهاد اصلاحات در ساختار سازمان ملل و ایجاد کمیته حقیقتیاب درباره 11 سپتامبر برا مطرح کرد.
وی تأکید کرد: اظهارات رئیسجمهور بسیار منطقی و عقلانی و همچنین برانگیزاننده کشورهای تحت ستم و جهان سوم بود. خصوصا آنجا که مدیریت بر جهان را جزء با مشارکت برابر همه کشورها غیرعادلانه می خواند.
احمد توکلی یادآور شد: آقای احمدینژاد در مصاحبهای که با آقای لری کینگ داشتند، مواضع بسیار هوشمندانه و با خبرویت کاملا سیاسی مطرح کردند و از این جهت باعث سرافرازی ما شدند.
وی افزود: فکر میکنم این نطق و این مصاحبه مصداق درستی از رعایت حکمت، عزت و مصلحت در دیپلماسی خارجی ایران بود. اینکه بعضی از مخالفان، خروج هیئت حاکمه آمریکا و هم پیمانانش را از صحن سازمان ملل و در حین نطق آقای احمدینژاد نشانه منفی بگیرند، ننگ برای مدعیان چند صدایی است نه رئیسجمهور ایران. این اقدام شبیه پنبه در گوش کردن ابوجهل در برابر پیام الهی بود و چیزی از عظمت این پیام الهی کم نمیکند. بلکه نشانه حماقت ابوجهلهای زمان است.
انتهای پیام/
خبرگزاری فارس: سردار وحیدی خط تولید خمپارهانداز دوربرد و خودرو تاکتیکی ساخت وزارت دفاع را افتتاح خواهد کرد.
به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، همزمان با چهارمین روز از هفته دفاع مقدس، سردار وحیدی وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، فردا شنبه، خط تولید خودرو تاکتیکی سه چهارم تن و سامانه خمپارهانداز 120 میلیمتری برد بلند را در اصفهان افتتاح خواهد کرد.
خبرگزاری فارس: دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا گفت: در صورت تجاوز دشمن، موشکهای دور برد و قدرت هجومی ایران تمام پایگاههای دشمن را مورد اصابت قرار میدهد.
به گزارش خبرگزاری فارس، سردار سرلشکر پاسدار سید یحیی صفوی دستیار و مشاور عالی فرماندهی معظم کل قوا در مراسم یادبود شهدای گمنام شمال شرق تهران، با تجلیل از برگزاری یادواره شهدا گفت: فلسفه بقای ملتها و دولتها داشتن روحیه حماسی، جهادی و شجاعت است. زمانی که دشمن به آنها حمله میکند تا سرزمین، هویت و ملتشان را غصب کند اگر آن ملت روحیه حماسی و جهادی داشته باشد میجنگد و دشمن را از سرزمین خود بیرون میاندازد. اگر این روحیه را نداشته باشد به سرنوشت فلسطین دچار خواهند شد.
سرلشکر صفوی ضمن اشاره به عدم وجود روحیه جهادی لازم در برخی کشورها برای آزادی فلسطین افزود: در ابتدا چند هزار صهیونیست جمع شدند و چند میلیون از مردم فلسطین را از سرزمین شان بیرون کردند.
دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا با اشاره به سخن مقام معظم رهبری که اگر جنگی ]علیه ایران[ شروع شود محدود به منطقه ما نخواهد بود و ما خارج از منطقه با متجاوزین برخورد میکنیم، افزود: جهاد شهیدان و فرزندان شما در هشت سال دفاع مقدس تضمن کننده هشتاد سال امنیت کشورمان است. آنها به متجاوزین آموختند که اگر به ایران حمله کنند ما نه تنها شما را از مرزهای هوایی، دریایی و زمینی خود بیرون خواهیم کرد بلکه شما را تا خانه هایتان تعقیب میکنیم.
سرلشکر صفوی در ادامه با بیان ظرفیتهای دفاعی ایران اسلامی و مقایسه آن با توان متجاوزین احتمالی گفت: ملت ایران این ظرفیت را داشت که هشت سال مقاومت کند، آن دشمنانی که میخواهند برای ایران نقشه بچیندند بدانند که اگر هجومی را به ایران سامان بدهند، در همان هفته اول چند هزار از نیروهایشان کشته خواهند شد؛ موشکهای دور برد و قدرت هجومی ایران تمام پایگاههای دشمن را مورد اصابت قرار میدهد. آیا دشمنان ما و جامعه آنها ظرفیت دارند که در یک هفته به اندازه کشتهشدگانشان در عراق، کشته بدهند؟
وی ادامه داد: امام بزرگوار ما مدیریت جهان و جنگ را بر عهده داشت و امروز هم به لطف خداوند متعال و عنایات خاص حضرت بقیه الله العظم (عج) که صاحب اصلی این انقلاب اسلامی است، نائب برحق ایشان مقام معظم رهبری یمان حضرت آیتالله العظمی خامنهای، با رهبری خودشان و با هوشمندی و صبر و شجاعت سکاندار کشتی این کشورو انقلاب هستند.
صفوی خطاب به جمع افزود: میدانید عزیزان من خودم ده سال فرمانده سپاه بودم؛ سه جنگ بزرگ در اطراف کشور ما رخ داد، جنگ کویت، عراق و افغانستان. آمریکایی ها در نظر داشتند مشکلاتی را برای ما بیافرینند و ایران هدف بود. آن کسی که با رهبری و مدیریت سیاسی خودش نگذاشت تهدید متوجه ایران و امنیت و منافع ایران شود، رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی بود. در این بیست سال فتنههای مختلفی در این کشور در همین تهران رخ داد .این فتنهها را رهبر انقلاب تبدیل کرد به یک فرصت. آرامش و امنیت و پیشرفت این کشور و پیاده شدن عدالت در این کشور را رهبری به سامان رساندند. قدر این رهبری را بدانید.
وی ادامه داد : آمریکاییها وصهیونیستها، این دو دشمن بزرگ ما، میدانند که ملت و جوانان ما شجاع هستند. همین جوانانی که شاه و جنگ را ندیدهاند جوانانی شجاع و غیرتمند هستند و درس خوبی به متجاوزین خواهند داد.
این یادگار دوران انقلاب و دفاع مقدس در ادامه با حسینی خواندن ملت بزرگ ایران بیان داشت: خدا را شکر که ملت ما درس شهامت و شهادت را از عاشورا و حسین بن علی(ع) و درس استقامت را از حضرت زینب (س) و آنچه بر خاندان پیامبر بزرگوارمان گذشته، گرفته است. مادران و همسران شهدا زینب وار مقاومت کردند و پیام شهیدان را به نسلهای بعد میرسانند.
وی با اشاره به اهمیت برگزاری یادواره شهدا ادامه داد: ما باید روحیه جهادی و شجاعت شهدا را به جوانانمان منتقل کنیم و نباید اجازه دهیم که این روحیه جهادی با وجود هجمه های فرهنگی و جنگ نرم، تبدیل به دنیا طلبی، واگرایی و فرهنگ غربی شود.
سردار صفوی سپس به تشریح جنگ نرم پرداخت و بیان داشت: جنگ نرم به معنی تغییر باورها، ارزشها و تفکرات یک ملت است. انسانها همانطور که فکر میکنند، زندگی میکنند و اگر فکر انسانی را عوض کنید الگوی زندگی، غذا خوردن، لباس پوشیدن، شکل ظاهری و باطنی آن نیز تغییر پیدا میکند.
مشاورعالی فرماندهی کل قوا در ادامه به تشریح اثرات ناشی از ترک جهاد فی سیبلالله پرداخت و گفت: اگر کسی جهاد فی سبیلالله را ترک کند خداوند لباس ذلت و خواری را برتن او خواهد کرد و مصداق آن را در طول تاریخ و زمان حال در برخی از کشورها میبینید. در همین بحث قرآن سوزی یک نفر از سران کشورهای عربی موضع گیری نکرد آیا این ذلت نیست؟ اما رهبر انقلاب حضرت آیتالله العظمی خامنهای پیام روشنگرانهای را از موضع ولی امر مسلمین جهان صادر کردند که در جهان ثبت شده است.
خبرگزاری فارس: تبادل پیامهای عبری مشکوک در سیستم پیامرسانی متعلق به اسرائیل لحظاتی قبل از حملات 11 سپتامبر و خوشحالی 5 جاسوس موساد مقابل برجهای دوقلو از حقایق سناریوی یازده سپتامبر هستند که توسط مقامات آمریکایی به حاشیه رفتهاند.
به گزارش فارس، دولت آمریکا تحت ریاست جمهوری "جورج بوش " شبه نظامیان طالبان را به عنوان متهم اصلی این حملات معرفی کرد و سیاستهای خصمانهای را در قبال کشورهای اسلامی اتخاذ کرد. دولت آمریکا در همین راستا طرح "یواسای پاتریوت " (USA PATRIOT) را تصویب کرد. قانونی که به موجب آن دولت آمریکا اجازه مییابد که مکالمات و ایمیلهای شهروندان آمریکایی را به خاطر شناسایی و پیشگیری از تهدیدات احتمالی علیه امنیت ملی آمریکا شنود کند.
اما "کریستوفر بولین " محقق و نویسنده آمریکایی - که به خاطر تحقیقات گستردهاش درباره علت و نحوه وقوع حملات 11 سپتامبر سال 2001 شناخته شده است - معتقد است اسرائیل در حملات یازده سپتامبر که منجر به کشته شدن 2976 نفر و زخمی شدن 6000 هزار نفر شد، دخالت مستقیم داشته است.
بولین درباره روابط آمریکا و اسرائیل مطلب زیادی نوشته است و بر این باور است که کارتل قدرتمند صهیونیستی کنترل و برنامهریزی سیاستهای کلان سیاست خارجی آمریکا را به عهده دارد.
***ماجرای خوشحالی 5 جاسوس موساد مقابل برجهای دوقلو***
کریستوفر بولین در مصاحبهای به نقش تلآویو در سناریوی 11 سپتامبر پرداخته است که اظهارات وی در ادامه نوشتار میآید.
شواهد اولیه دخالت اسرائیل در حملات یازده سپتامبر در واقع همان روز اول وقوع این حملات مشخص شد ولی هیچگاه توسط رسانههای اصلی که جریانساز هستند دنبال نشد.
روز یازده سپتامبر یک ماشین ون که 5 اسرائیلی در آن بودند در "نیوجرسی " دستگیر شدند. 2 نفر از این 5 نفر از جاسوسهای موساد بودند. این پنج نفر روز حادثه در حال فیلمبرداری از فروریختن برجهای دوقلو بودند و آنها فندکهای خود را روشن کرده و مقابل دوربین در حال خوشحالی کردن و جشن گرفتن بودند در حالیکه برجهای دو قلو پشت سر آنها در حال سوختن بود.
این اسرائیلیها برای یک شرکت ساختگی فیلمسازی به نام "سیستمهای در حال حرکت ویهاوکن " کار میکردند که مشخص شد یکی از مجموعههای عملیاتی موساد است که تحت پوشش شرکت فیلمسازی در حال فعالیت است.
"دومینیک سوتر "، رئیس این شرکت جعلی با وجود اینکه او به عنوان متهم به ترور توسط "افبیآی " در حال بازجویی بود اجازه پیدا کرد تا در فاصله زمانی کمی از حملات یازده سپتامبر به اسرائیل فرار کند. پنج اسرائیلی که برخی از آنها مانع از انجام آزمایشهای دروغسنجی شدند و برخی دیگر در این آزمایش شکست خوردند به خاطر همراه داشتن شناسنامههای چندگانه و تیغهای مقوابری و مبلغ زیادی پول نقد که در جوراب آنها جاسازی شده بود متهم شدند.
آزمایش پلیس "نیو جرسی " وجود مواد منفجره در اتومبیل ون آنها را مثبت اعلام کرد. حداقل این مساله تا زمانی که افبیآی تحقیقات این پرونده را بدست گرفت، این چنین بود. زمانی که این 5 نفر در سال 2001 به اسرائیل بازگردانده شدند، سه نفر از آنها در یک برنامه تلویزیونی پر بیننده حاضر شدند و اعتراف کردند که آنها ماموریت داشتهاند که حملات یازده سپتامبر را مستند کنند. ولی اینکه چه کسی به آنها این ماموریت را داده است مورد بحث قرار نگرفت.
شاهد دوم این است که انتظار میرفت حدود 4 هزار اسرائیلی در ساختمانهای "تجارت جهانی " حاضر باشند که در ارتباط با وزارت خارجه اسرائیل، کارکنان آنها روز یازده سپتامبر سر کار خود حاضر نشدند.
***تبادل پیامهای عبری مشکوک لحظاتی قبل از حملات 11 سپتامبر***
پیامهای متنی هم از طریق "اودیگو " سیستم پیامرسانی که متعلق به اسرائیل است ارسال شد، این پیغامها به زبان عبری بود و چند ساعت قبل از برخورد اولین هواپیما به ساختمان تجارت جهانی از وقوع آن هشدار میداد.
"آلکس دیامندیس " مدیر عامل شرکت "اودیگو " (Odig) میگوید: "پیامهای ارسالی حاوی این پیام بود که اتفاقی بزرگ قرار است در زمان به خصوصی رخ دهد " و تقریبا بعد از چند دقیقه این اتفاق افتاد.
خبر شرکت اودیگو در روزنامه "واشنگتن پست " منتشر شد ولی حتی یکی از روزنامههای نیویورک به آن نپرداختند. مطلب واشنگتن پست به این مساله نیز اشاره داشت که افبیآی تیمی را به اسرائیل اعزام کرده است که مبدا ارسال این پیام را بررسی کنند، ولی این خبر به سرعت متوقف شد و دیگر توسط رسانههای آمریکا دنبال نشد.
هر دو خبر منتشر شده بود ولی به صورت مختصر، و بعد هم به حال خود رها شد. با این شواهد مشخص که اسرائیلیها قبل از وقوع حملات از آن اطلاع داشتند. نکته دیگر این است که آیا صهیونیستها درگیر جنبههای کلیدی دیگری از این جنایت بودهاند یا خیر. در واقع یهودیان ارتودکس و صهیونیستها در تمام نقاط حیاتی این عملیات حضور داشتهاند که بولین به صورت دقیق در کتاب خود تحت عنوان "حل مساله یازده سپتامبر- فریبی که دنیا را تغییر داد " آورده است.
بر اساس اظهارات بولین، یکی از مقامات اصلی آمریکایی که پشت پرده مخفی سازیهای یازده سپتامبر است، "مایکل چرتاف "، دستیار دادستان، یک صهیونیست و پسر مامور موساد بود.
چرتاف رئیس بخش جنایی اداره قضایی بود که در آن زمان یکی از روسای اف بی آی به حساب میآمد. چرتاف از این طریق توانست بر مصادره و تخریب شواهد حیاتی از صحنه حادثه مانند فیلمهای ضبط شده، تکههای هواپیما و بیش از 99 درصد از آهنهای باقی مانده از ساختمان تجارت جهانی نظارت کند در صورتی که از بین بردن شواهد حیاتی جرم محسوب میشود.
***اسرائیل متهم اصلی حملات یازده سپتامبر***
توطئه نقشهای است که توسط گروهی از افراد برای انجام کاری مضر و غیر قانونی کشیده میشود. به طور قطع سؤالی درباره اینکه حملات تروریستی یازده سپتامبر توسط گروهی صورت گرفته که مخفیانه این کار را کردهاند وجود ندارد. یک تئوریسین توطئه در این رابطه فردی است که اعتقاد دارد توطئهای در پشت حملات تروریستی است که موجب آغاز جنگ یا ترور شد. روسای جمهور آمریکا "جرج بوش " و "باراک اوباما " هر دو اعلام کردهاند که توطئهای اسلامی به رهبری "اسامه بن لادن " و "القاعده " پشت حملات یازده سپتامبر است.
بر اساس این اقدامات فریبکارانه و ادعاهای ثابت نشده، دولت بوش در اکتبر سال 2001 به افغانستان حمله کرد و جنگی اشغالگرانه را آغاز کرد که دولت اوباما هم آن را پذیرفته است و تا به امروز آن را ادامه داده است. اوباما میگوید که به علت حملات یازده سپتامبر است که در افغانستان حضور داریم.
بولین معتقد است که حملات یازده سپتامبر یک جنایت حل نشده است و این مساله باعث شده وی تحقیقاتش را بر اساس شواهد موجود دنبال کند. از آنجایی که شواهد نشان میدهد که اسرائیل قبل از وقوع حملات از انجام آن اطلاع داشته است و اطلاع از وقوع اتفاقی مانند حملات یازده سپتامبر، دلالت میکند بر دخالت در این جرم، بولین روی فرضیههایی که ثابت میکند اسرائیل در حملات یازده سپتامبر نقش داشته است کار میکند و تمام تحقیقاتش را بر این اساس هدایت کرده است.
وی میگوید: این موضوع باعث نمیشود که من یک تئوریسین توطئه باشم. یکی از دلایل اصلی که من ادعای دولت آمریکا را مبنی بر مقصر بودن القاعده در ارتباط با یازده سپتامبر رد میکنم این است که برجهای دوقلو و ساختمان wtc7 توسط مواد منفجره تخریب شده بود. برخورد هواپیما نمیتواند باعث فرو ریختن کامل برجهای دوقلو و ساختمان 47 طبقهای که در آن نزدیکیها بود باشد. زمانی که در تابستان سال 2002 من از پیدا شدن آثار آهن گداخته شده بر پایه هر سه ساختمان فروریخته مطلع شدم، به این نکته پی بردم که شواهدی دارم که ثابت میکند توضیحات دولت بوش در ارتباط با اتفاقی که در یازده سپتامبر افتاده بود دروغ بوده است. این کشفیات مهم نشان میدهد که دولت به مردم درباره اتفاقی که در یازده سپتامبر افتاده بود دروغ گفته بود.
بر اساس اظهارات بولین، انتشار مدارک مورد ارزیابی قرار گرفته درباره کشف حجم زیادی از الکترودهای بسیار قوی در خاک ساختمان تجارت جهانی توسط دکتر "استیون جونز " (Steven Jones) و دیگران در مارس 2009 از طریق علمی نشان میدهند نوع خاصی از الکترود که توسط نانو تکنولوژی تولید شده بود مسئول پودر شدن 220 طبقه بتونی ساختمان تجارت جهانی و تمام آن چیزی که در آن بود است. این آن چیزی است که باعث ایجاد آن گرد و خاک گرم در روز یازده سپتامبر شد. بازماندگان حادثه میگویند که گرد و خاک این حادثه به اندازهای گرم بود که سوزاننده بود. دلیل این گرما وجود تکههای ریز آهن مذاب در گرد و خاک بود که در گزارش سازمان زمینشناسی آمریکا نیز به آن اشاره شده است. نقاط گرمی که زیر آوار برای سه ماه وجود داشت از نقطه جوش آهن بالاتر بود و باعث ایجاد تکههایی نانو که در دود و گرد و غباری که از خرابی ساختمانها به وجود آمده بود، شده بود. همه این شواهد نشان دهنده این است که از الکترودهای ویژهای برای خراب کردن ساختمانها استفاده شده بود.
به صورت منطقی کشف تکههای الکترودهای بسیار قوی، به نسخه رسمی توضیحات قابل قبول درباره اتفاقی که در یازده سپتامبر برای برجهای دوقلو افتاد پایان داد.
نه اسامه بن لادن و نه القاعده هیچ ارتباطی با ایجاد و استفاده از الکترودهای قوی که باعث پودر شدن ساختمان تجارت جهانی شد، نداشتند. این حقایق در بین مردم در حال گسترش است، و بازی برای افرادی که سعی میکردند واقعیت را درباره یازده سپتامبر مخفی کنند به پایان رسیده است.
***اطلاع نظامیان ارشد آمریکا از دخالت اسرائیل در حملات 11 سپتامبر***
در ماه مارس 2010 دکتر "آلن سابروسکی " (Alan Sabrosky) رئیس سابق مطالعات استراتژیک در دانشکده جنگ آمریکا در مصاحبهای رادیویی گفته است: "صد در صد مشخص است که یازده سپتامبر یک عملیات موساد بوده است. دکتر سابروسکی همچنین اعلام کرده است نظامیان عالیرتبه آمریکا میدانند که اسرائیل عامل آن بوده است. "
دکتر سابروسکی اولین نظامی آمریکایی است که به صورت عمومی از این فرضیه حمایت کرده است که اطلاعات اسرائیل پشت ماجرای یازده سپتامبر است.
بولین میگوید: من نشنیدهام که تا به حال مقامات دولت آمریکا به تحقیقات من مراجعه کرده باشند گر چه در جریان هستم که بسیاری از سیاستمداران از آن مطلع هستند. فرضیه من این است که حملات یازده سپتامبر یک عملیات مخفی بوده که توسط اسرائیل طراحی شده بود و هدف آن این بوده است که طی آن القاعده محکوم شود تا جنگ با تروریسم که توسط صهیونیستها طراحی شده است آغاز شود. در واقع ایران احتمالا هدف اصلی در این جنگ باشد، حداقل در ذهن طراحان جنگ صهیونیست اینطور است. و دلیل آن این است که سازمان سیا و موساد از ایران همزمان با اخراج شاه از ایران به بیرون انداخته شدند. کارتلهای بزرگ نفتی، سرمایهداران بزرگ و آژانسهای اطلاعاتی آنها خواستار این هستند که ایران را تحت کنترل در بیاورند.
وی میافزاید: من همیشه فکر میکردم اسم "فرماندهی مرکزی " اسم عجیبی برای فرماندهی عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه باشد، مرکز چه چیزی؟ ایران حالا خود را در محاصره نظامیای میبیند که فرماندهی مرکزی آمریکا در قطر دقیقا در مرکز این محاصره قرار دارد. بهعلاوه ایران مدت زمان طولانی است که هدف تلاشهای جمعی به رهبری صهیونیستها است و فشارهای کنترل شده برای اعمال تحریم به منظور تحت فشار قرار دادن مستقلترین کشور خاورمیانه قرار دارد. و به این خاطر است که آنها از مساله هستهای ایران به صورت کاملا ناعادلانهای بهعنوان کانونی برای حمله به دولت ایران استفاده میکنند. محور صهیونیستی، نیویورک، لندن و تلآویو نمیپذیرند که ایران از کنترل آنها خارج شده است.
***سرنوشت تاریک رژیم صهیونیستی***
بولین با اشاره به رژیم صهیونیستی میگوید: من دلیلی برای بقای کشوری جعلی که توسط تروریستها اداره میشود و همسایههای آن و سایر کشورهای جهان از آن نفرت دارند نمیبینم. بقای آن اصلا قابل تحمل نیست، و علت وقوع وقایع یازده سپتامبر هم همین است، تا بتواند نظامیان آمریکا را به خاورمیانه بیاورد تا از صهیونیستها حمایت کنند. افکار عمومی مردم جهان در نتیجه جنایات و قساوتهای دنبالهدار صهیونیستها بهشدت علیه اسرائیل شده است. رژیمی که اینقدر مورد تنفر است نمیتواند زیاد باقی بماند.
***سیطره صهیونیستها بر پیکره تصمیمگیری در واشنگتن***
بولین میافزاید: نفوذ یهودیان و کنترل آنها بر دولت آمریکا باعث میشود، واشنگتن مانع برخورد جامعه جهانی با رفتار این کشور هستهای قانون شکن شود. حق وتوی آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل به صورت موثری از اسرائیل برای اعمال تحریمها علیه این رژیم برای دهها سال حمایت کرده است. ولی شکست در اجرای قوانین بین المللی و اعمال محدودیتها علیه این رژیم باعث بهوجود آمدن رژیمی حیوانی شده است که حالا دیگر از کنترل خارج شده است. در صورتی که قوانین بینالمللی اعمال شده بود، اسرائیل مجبور میشد رفتارش را اصلاح کند و راهی برای زندگی صلحآمیز در کنار فلسطینیها و همسایههای آن پیدا کند.
بولین با اشاره به حمله صهیونیستها به کشتی آزادی که عازم غزه بود، گفت: اگر ایران مرتکب چنین کشتاری در آبهای آزاد میشد به سرعت و شدیدا توسط سازمان ملل و جامعه بینالمللی مجازات میشد. بهعلاوه اگر هر کشور دیگری غیر از اسرائیل یک و نیم میلیون شهروند غیر نظامی را محاصره کند و سختی و مشکلات طاقتفرسایی را برای مردم این منطقه ایجاد کرده بود، توسط تمام کشورهای جهان محکوم میشود. برای اینکه واکنش ملایم دولت آمریکا بر محاصره و کشتار 9 فعال صلح را متوجه بشویم باید یادآور شویم که "رام امانوئل "، رئیس ستاد کارکنان کاخ سفید در دولت اوباما، یک هفته قبل از حمله به کاروان امدادرسان غزه به اسرائیل سفر کرد و تنها 4 روز قبل از حمله با نتانیاهو دیدار کرد. این در شرایطی است که امانوئل یک اسرائیلی است.
وقتی بحث به واکنش اروپاییها میرسد ما اتحادیه اروپایی ضعیفی را پیش رو داریم که برخی اقدامات مثبت کشورهای عضوش را دلسرد میکند. بهعلاوه وزرای خارجه اروپا به یاد دارند که چه اتفاقی برای "آنا لینده " از سوئد افتاد، فردی که خواستار تحریم اسرائیل توسط اتحادیه اروپا شده بود. او در روز روشن در استکهلم کشته شد.
***ریشه پوسیده رژیم آپارتاید صهیونیستی***
مردم آمریکا از جنگهای پر هزینه و مصیبتآمیز در خاورمیانه خسته شدهاند. هر روز افراد بیشتری به جمع افرادی که متوجه این میشوند که از آنها برای حمایت از جنگ سوء استفاده شده است میپیوندند. افزایش فاصله بین افرادی که میدانند به آنها دروغ گفته شده است و دولت آمریکا که شواهد را مخفی میکند به هیچ عنوان قابل تحمل نیست. وقتیکه حقایق درباره یازده سپتامبر به حد خطرناکی برسد آن موقع است که زلزلهای سیاسی رخ خواهد داد که تمام مجرمان را از قدرت به زیر خواهد آورد. به همین خاطر است که کشف الکترودهای قوی در گرد و خاک ویرانههای ساختمان تجارت جهانی بسیار مهم است. این مساله به توضیحات دروغ دولت درباره دلیل وقوع حملات یازده سپتامبر پایان میبخشد.
زمانی که فریبکاریها و دروغهای مرتبط با یازده سپتامبر برملا شود آن زمان اسرائیل دیگر در دنیا دوستی نخواهد داشت. رژیم نژادپرست و نظامی و صهیونیستی اسرائیل مانند دیکتاتوری کمونیستی شوروی سابق و آپارتاید آفریقای جنوبی است. چنین حکومتهای بیطرفداری بعضا بدون شلیک گلولهای از پا در میآیند. آنها سرنگون میشوند به این خاطر که از ریشه پوسیدهاند و دیگر نمیتوانند ادامه دهند.
قداست دفاع ممکن است مانع گفتن همه حقایق شود؛ در پشت جبهه اختلاف سیاسی وجود داشت؛ انتقاد ازتحریف ها و حملات به دوران دفاع مقدس؛ معامله ایران و اسرائیل شایعه بود؛ حمله به ایران ساده نخواهد بود؛ یک پیشنهاد برای دریافت غرامات جنگ و ... از جمله محورهای گفتگوی مشروح محسن رضایی با خبرگزاری مهر به مناسبت هفته دفاع مقدس است. | |
محسن رضایی فرمانده سپاه در دوران جنگ که از سال 1360 تا 1376 فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بر عهده داشته است، می گوید رفته رفته زمان انتشار ناگفته های جنگ فرا رسیده اما خودش همچنان از بیان آن پرهیز دارد. او هم اکنون دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام است و در این گفتگو از انتشار خاطرات و ناگفته هایش پیرامون جنگ خبر می دهد. وی در پاسخ به سوالی از دوعضو کابینه یاد کرد که پذیرش قطعنامه شورای امنیت مبنی برتوقف جنگ را در جلسه هیئت دولت شکست ایران مطرح کرده اند و زمانی که از او خواسته شد نام آن دو را بگوید از قول سرلشکر فیروزآبادی نام بهزاد نبوی و خاتمی را بر زبان آورد. در آخر مصاحبه از او خواستیم نظرش را در باره دادگاه کهریزک بگوید که از پاسخ دادن امتناع کرد و با خنده گفت: یکباره درباره سران فتنه هم بپرسید! محسن رضایی در این مصاحبه هرگونه ارتباط مدیریتی با روزنامه ملت ما را تکذیب کرده است. مصاحبه با دبیرمجمع تشخصیص مصلحت نظام در ساختمان دبیرخانه مجمع انجام شد. رضایی مصاحبه با مهر را در میان چند ملاقات انجام داد و پیش از حضور خبرنگاران مهر، او در اتاقش در حال صحبت با داوود دانش جعفری وزیر اقتصاد دولت نهم بود. وی در آغاز مصاحبه گفت: در 8 ماه گذشته با هیچ خبرگزاری مصاحبه انجام نداده و این نخستین مصاحبه او در چند ماه گذشته است که با خبرگزاری مهر انجام می شود. مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام را و فرمانده اسبق سپاه به مناسبت هفته دفاع مقدس را در پی می خوانید: به عنوان نخستین سوال بفرمائید آیا هنوز ناگفته های جنگ باقی است و چرا همچنان مسائلی از جنگ ناگفته مانده است؟ معمولا بیان ناگفته ها در کشورهای مختلف پیرامون وقایع مهم امری مرسوم و طبیعی است به همین دلیل در کشورهای دنیا قانونی وجود دارد که هر 30 سال یک بار اسناد محرمانه و پشت صحنه را منتشر می کنند. هر حادثه ای معمولا ناگفته هایی دارد جنگ ایران و عراق از وقایع مهم جهان که دارای ناگفته هایی است از این قاعده مستثنی نیست. الان بعد از 20 سال که از جنگ گذشته فضا و شرایط برای گفته شدن مسائل پشت صحنه آماده تر است. البته برخی از مسئولان کشور در خاطرات، کتابها و ... وقایع آن دوره را مطرح کرده اند. اما من بنا به دلایل خاصی تاکنون کمترین مسائل را از جنگ بیان کرده ام و دو سه سالی است که آرام آرام این کار را شروع کرده ام و مسائلی را که تا قبل از آن به آن ورود پیدا نمی کردم را طرح می کنم. فکر می کنم در سالهای آینده اسناد و مدارک بیشتری در ارتباط با جنگ منتشر شود که محدودیت های قبلی امنیتی و سیاسی آنها برطرف شده باشد. آیا مستند سازی که پیرامون اسناد جنگ باید صورت بگیرد و اخیرا برآن تاکید کردید در راستای همین اسنادی است که اشاره داشتید ؟ مستند سازی یک علم است روش ها و قواعد خاص خود را دارد و اگر درباره جنگ ایران وعراق از آن استفاده شود پایه تاریخ واقعی دفاع مقدس محسوب می شود. هر چه مستند سازی قوی تر باشد تاریخ صحیح تر و درست تر و کامل تر نوشته و بهتر منتقل می شود البته مستند تنها نوشته یا اسناد مکتوب نیست بلکه مستندات جنگ می تواند مجموعه بزرگی از آثار مکتوب، خاطرات، عکس، آثار باقیمانده از جنگ مثل تجهیزات و وسایل غنیمت مانده، فیلم های پراکنده و خودجوش باشد. در حقیقت یک عکس می تواند به تنهایی به اندازه یک کتاب با انسان حرف بزند. لذا همه توجهات نباید به سمت اسناد مکتوب و دست نوشته ها برود. برخی مواقع آثاردیگری وجود دارد که هرکدام دریایی از پیام قراردارد. به این دلیل مستند سازی آثارجنگ تهیه یک مجموعه وسیع از آثار است که اگر امروزه گردآوری و ثبت نشود ممکن است در 10 سال آینده منابع این آثار از بین برود. به نظر شما عدم تمرکز و فقدان متولی باعث جمع آوری نشدن مستندات جنگ شده است؟ تمرکز هم در جمع آوری موثر است. قبلا چنین متولی وجود نداشت اما در چند سال گذشته ستاد کل نیروهای مسلح برنامه ریزی خوبی کرده و ارتش و سپاه نیز از طریق بنیاد حفظ آثار، اقداماتی انجام داده اند. به نظر شما در رابطه با حفظ وضعیت طبیعی مناطق جنگی اقدام مناسبی صورت گرفته است؟ چراکه به نظر می رسد رفته رفته این مناطق در حال مصنوعی شدن است! البته یک بخشی از مستندات جنگ، مناطق جنگی است که خودش یک سند محسوب می شود و اگر این فضا به صورت واقعی نگه داشته شود مانند بخش هایی از خرمشهر و قصرشیرین یک سند بسیار مهمی خواهند بود. پیرامون توجه به مسائل فرهنگی همچون مناطق دفاع مقدس در طرح آمایش سرزمینی که در مجمع مورد بررسی قرار گرفته است چه اقداماتی صورت گرفته است؟ در بحث سیاست های کلی فرهنگی حفظ آثار جنگ و توجه به فرهنگ، اندیشه و سیره امام در معماری و آموزش و ایرانگردی و روحیه ایثارگری و انتقال آن به نسل های بعدی جزء تاکیدات است. مصادیق آن در مناطق کشور باید در برنامه ریزی دیده شود. در رابطه با پایان جنگ همواره مسائلی مطرح بوده که این اقدام سیاسی بوده یا نظامی! نظر شما به عنوان یکی از حاضران در مدیریت جنگ در آن مقطع چیست؟ همانطور که آیات ناسخ و منسوخ داشته ، کلام رهبران دینی که پایین تر از کلام خدا هستند نیز می تواند ناسخ و منسوخ داشته باشند اما ناسخ و منسوخی که خودشان تصمیم گرفته باشند، نه آنکه چیزی به آنها تحمیل شود. حضرت امام در شرایط تلخی یک تصمیم تاریخی گرفتند هم آگاهانه و هم با پذیرفتن همه پیامدهای این تصمیم گیری ایشان بخاطر مصلحت اسلام و انقلاب اسلامی قطعنامه را در آن شرایط پذیرفتند و به آن با تعبیر، جام زهر گفتند، و این یک تصمیم تاریخی امام بود. خود ماها جزء کسانی بودیم که موافق پذیرش قطعنامه نبودیم. کما اینکه امام درنامه شان نوشتند که بنده جزء معدود فرماندهانی بودم که می گویم جنگ باید ادامه پیدا کند. چرا عده ای شما را متهم می کنند شما از موافقان پذیرش قطعنامه بودید ؟ انگیزه های سیاسی است. در نامه امام هم آمده که نوشته جزء معدود فرماندهان هستند که می گوید باید جنگ ادامه یابد. ولی حوادث بعدی که اتفاق افتاد معلوم شد که امام یک تصمیم گیری فوق العاده مهم و تاریخی در آن شرایط گرفته است. این تصمیم گیری امام باعث شد که از فجایع بعدی جلوگیری شود و در حقیقت جنگ به نفع ایران تمام شود. آن جام زهری که امام نوشید خدای متعال آن را تبدیل به پیروزی برای ایران درهفته های بعد کرد و لذا یکماه بعد امام فرمودند ما دراین جنگ حتی یک لحظه هم نادم و پشیمان نیستیم، این جمله امام تعبیر جام زهر را منسوخ کرد. اگرهمان شرایط و نتیجه ای که باعث شد امام جام زهر بنوشد اگرجنگ با آن نتیجه تمام می شد ما در جنگ شکست می خوردیم اما آن نتیجه ای که منجر به نوشیدن جام زهر برای امام شد جنگ با آن نتیجه به پایان نرسید. آن نتیجه بعد از آن جام زهر خنثی شد. چه موقع عوض شد؟ موقعی که بعد از تصمیم امام حملات صدام به کرمانشاه و خرمشهر تماما با شکست مواجه شد تصمیم حضرت امام توانایی ها را افزایش داد و محدودیت های بین المللی برای صدام بوجود آورد. یکی از افسران عراق در کتاب خود گفته است"پذیرش قطعنامه توسط ایران شمشیری بود که به کمر صدام وارد شد". ایران از توانی در مرداد ماه برخوردار می شود که تمامی حملات صدام را با شکست مواجه می کند و او را وادار به عقب نشینی تا مرزها کرد و آماده شد که وارد خاک عراق شود خود امام جلوی رزمندگان را گرفت. رزمندگان ما نه تنها صدام را با شکست مواجه کردند بلکه در تعقیب او می خواستیم به سوی بصره حمله کنیم،امام جلوی ما را گرفت. ما درسال آخرجنگ درمرداد ماه روزها وهفته های آن ما با پیروزی مواجه می شویم. درحالیکه درتیرماه، ماه بسیار تلخی بود وپذیرش قطعنامه هم یک رویداد تلخی بود بر همه ما و ما نمی دانستیم مرداد ماه چه اتفاقی می افتد و مرداد ماه ماه پیروزی های ایران است و جنگ با این پیروزی تمام می شود بنابراین نتیجه ای که منجر می شود که امام آن تصمیم را در تیرماه بگیرد آن نتیجه در مرداد ماه ادامه پیدا نمی کند بلکه نتیجه دیگری حاصل می شود که پیروزی های پی در پی ایران است وایران جنگ را با پیروزی پی در پی به پایان برد. منظور شما کدام پیروزی هاست؟ ما در پایان جنگ و در مرداد ماه در عملیات مهم یعنی عملیات سرنوشت در خرمشهر و عملیات مرصاد در کرمانشاه را انجام دادیم و آن هم این بود که عراق در حمله به خرمشهر آنجا را محاصره کرده بود. با عملیات شرنوشت طی چهل و هشت ساعت آنجا را آزاد کردیم و درکرمانشاه عراقی ها ومنافقین تا 30 کیلومتری کرمانشاه می آیند یعنی بعد ازپذیرش قطعنامه 120 کیلو متر عمق پیشروی در خاک ما را داشتند که حتی در اول جنگ در هیچ محوری نیز اینقدر پیشروی نداشتند اما این پیشروی را ایران درعملیات مرصادعقب می زند ودوباره آنها را تا مرزعقب می زند ومی خواهد ازمرزعبور کند خود امام جلوی رزمندگان را می گیرد یعنی در اوج پیروزی ها جنگ را تمام می کنیم. حضرت امام پس از این پیروزی ها فرمودند"ماحتی یک لحظه در جنگ نادم و پشیمان نیستیم". اگر قطعنامه پذیرفته نمی شد در کوتاه مدت چه اتفاقی می افتاد؟ اگر قطعنامه پذیرفته نمی شد عراق به کرمانشاه وخرمشهر وارد می شد وهیچ وقت قطعنامه 598 را نمی پذیرفت وآنها قطعنامه 599 را به ایران تحمیل می کردند که در آن قطعنامه امتیازات بزرگی از ایران می گرفتند. آیا قبول دارید به خاطر مقدس بودن فضای جنگ مقداری از ابهامات، مشکلات آن دوره باز نشده است، مثلا بحث اختلافاتی که بین فرماندهان بود ، مثلا اختلاف شما با شهید صیاد شیرازی اگر بوده؟ من در همایش مستند سازی عرض کردم. اختلافات در جنگ دو نوع اختلاف بود اختلافات سیاسی و تخصصی. آن چیزی که بین سپاه و ارتش بود عمدتا اختلافات فنی، تخصصی و کارشناسی بود. مثلا درعملیات بیت المقدس من و برادر صیاد در مرحله سوم یک نظر داشتیم ستاد ایشان (صیاد شیرازی) و بعضی از فرمانده لشکر های سپاه نظر دیگری داشتند حتی بحث های تندی بین ما با فرماندهان و عناصر ستادی منجر شد. ما دو نفر یک نظر داشتیم آنها نظر دیگری داشتند، یکی دو نفر قهر کردند و از جلسه ما رفتند بیرون اما این اختلافات سیاسی نبود.بنابراین این اختلافات بین ارتش و سپاه ازجنس تخصصی، فنی و کارشناسی بود. ولی اختلافات دیگری بود که معمولا جنبه های سیاسی به خود می گرفت که بین ما و ارتش نبود. البته برخی از دولتمردان کشور بدلیل ناپختگی دخالت هایی می کردند که این اختلافات را، تشدید می کردند و مدیریت و فرماندهی را در جنگ با مشکل مواجه می کرد. درباره تقدیس دفاع مقدس نیز نظرتان را می گویید؟! چهره قداست دفاع گاهی وقتها ممکن است مانع گفتن همه حقایق شود اما من معتقدم که جنگ در انحصار هیچ گروهی نیست و یک مسئله ملی است و همه حق دارند از جنگ تعریف کنند همه حق دارند انتقاد کنند مهم این است که انتقادات و تعریف ها در یک چارچوب منطقی مطرح شود که دچار غلو و افراط و تفریط نشود. بحث انشقاق در روحانیت یکی از نکات مهم است که سال 66 اتفاق افتاد خیلی از رزمندگان احساس نگرانی می کردند نکند ما در جبهه کاری را جلو می بریم اما کسانی در پشت جبهه بر خلاف مشی امام و سیستم جلو می روند، این بحث شکاف بین روحانیت همین اختلافات سیاسی است که اشاره کردید یا موضوع دیگر؟
درعقب جبهه اختلاف سیاسی وجود داشت. بین سیاسیون و نظامی ها هم اختلافاتی در رابطه با اداره جنگ وجود داشت که جنبه سیاسی به خود می گرفت. وقتی جنگ در مرداد ماه تمام شد یکی از آقایان ظاهرا دکتر فیروزآبادی بود در هیئت دولت پیشنهاد می کند با توجه به پیروزی هایی که درمرصاد وبیت المقدس خرمشهر به دست آمده وصدام از روی ناچاری قطعنامه را پذیرفته است خوب است ما در مرداد ماه همان سال اعلام جشن کنیم اما دو نفر ازاعضای کابینه مخالفت می کنند ومی گویند ما در جنگ شکست خوردیم چرا شما می گویید جشن بگیرد که این قضاوتی سیاسی بود.
چه کسانی گفتند جشن نگیرید؟ حالا این موضوع مربوط به گذشته است. بفرمائید جهت اطلاع نسل فعلی ! آقای فیروزآبادی به من گفت این دو نفر بهزاد نبوی و آقای خاتمی بوده اند.
با توجه به اینکه بخشی از ناگفته های جنگ مربوط به سال 66 و 67 است سئوالات را در این بخش متمرکز کرده ایم یکی از سئوالات ما این است با توجه به نگاهی که به مستند سازی دارید چرا کتابی را نمی نویسید مجموعه خاطرات و مستندات مکتوب غیر مکتوب ...؟ من مستندات مربوط به خودم را جمع آوری کرده ام اما بنا به چند دلیل منتشرنکرده ام. یکی برای حفظ نظام بوده که نمی خواستم عده ای از نوشته های من سوء استفاده بکنند علیه اشخاص یا علیه مسئولان کشورو دررابطه با بحث های سیاسی روز بخواهند از این تاریخ استفاده کنند این انگیزه اول من بود. انگیزه دوم من این بود که بعضی ازمسائل هنوزحالت محرمانه داشته که من نمی توانم آنها را بگوییم که یک مدت زمان طولانی باید از آن می گذشت. یک بعدآن هم اخلاقی بود که اگر من بخواهم اسنادم یا خاطرات خود را منتشر کنم ممکن است که این تداعی را ایجاد کند که من بدنبال این هستم که خود و دوستانم را متولی جنگ نشان دهم و طوری وانمود شود که نقش موثر در جنگ داشته ام. از نظر اخلاقی هم همیشه این را برای خود مانع روحی می دانستم. ولی امروزه بنا به این دلیل که احساس می کنم تحریف های زیادی در رابطه با جنگ صورت می گیرد و بیش از حد هم حملاتی دارد صورت می گیرد که تا حالا ما همیشه صبر کردیم و پاسخ ندادیم اما از یک حدی دارد تجاوز می کند تهمت زدن ها و تخریب هایی که دارد صورت می گیرد و مسئله سوم هم فشارهای خیلی زیادی که از سوی رزمندگان، مردم و دوستان سیاسی در این چند سال اخیر به من وارد شده که خاطراتم را بنویسم لذا ناچار شدم که اولین آثار خود را تا پایان امسال منتشر کنم. ![]() در طول 8 سال دفاع مقدس چرا بیشترین عملیات ها سالهای اول و آخر جنگ بوده و سالهای میانی جنگ ما تحرکات نظامی نداشته ایم؟
ما همیشه تحرک داشته ایم اما در یک مقطعی مثلا بعد از آزادی خرمشهر و عملیات فاو حدود 3 - 4 سال از جنگ تحرکات ما در جنگ منجر به دستیابی به انتظارتمان نمی شد و اهدافی که در پیش می گرفتیم عملیات های ما منجر به فتح و دستیابی به آن اهداف نمی شد که ما آن را عدم الفتح نامگذاری کردیم. مثلا ما درخیبر اهداف بلندی داشتیم که جز جزیره شمالی و جنوبی چیزی به دست نیاوردیم. ما در عملیات رمضان خیلی اهداف بزرگی را داشتیم اما پیشروی های ما متناسب با آن اهداف نبود. لذا این عدم دستیابی به همه اهداف در عملیات ها در طول این دوران بعد از آزادی خرمشهر تا قبل از عملیات فاو در حقیقت منجر شده بود ما نتوانیم مشابه آزادی خرمشهر در عملیات ها شاهد پیروزی باشیم.
بحث دیگری که افکار عمومی را به خود مشغول کرده این است که با توجه به بافت جمعیتی آن موقع انقلاب آیا همه افراد در این سنین در جنگ برای دفاع از سرزمین خود حاضر می شدند یا جزء قشر خاصی مثل مستضعفین بودند؟
از همه اقشار در جنگ حاضر شدند از همه مذاهب و گروه ها از قبیل ارامنه و مسیحیان و برادران اهل سنت حاضر و شهید دادند و...البته به نسبت جمعیتی این حضور متفاوت است. از برادران اهل سنت افراد زیادی داریم که آمدند در استانهای شیعه مثلا در استان خوزستان با ارتش عراق جنگیدند، تعداد زیادی شهید دادند. از همه اقشار بودند از دانشگاهی، کارگر، کشاورز، روحانی از همه اقشار حتی کسانی که ملی گرا بودند نیز در جنگ حضور داشتند.
اما از دو گروه بیشتر شرکت می کردند یکی نیروهای حزب الهی و معتقد که نسبت به جمعیت خود رقم بالایی دارند و مسئله دوم از محرومین و مستضعف که نسبت به جمعیت از قشرهای دیگر بیشتر در جنگ شرکت می کردند و حضور بیشتری داشتند.
از دوران دفاع مقدس شبهه ای مطرح شد که ایران در جنگ برای خرید سلاح با واسطه به معامله با اسرائیل روی آورد که تجهیزات و تسلیحات نظامی را در اختیار بگیرد در این باره نظرتان چیست و با چه اهدافی این موضوعات مطرح می شد؟
در طول جنگ همیشه شایعاتی از این قبیل علیه ایران راه می افتاد که دو منشاء داشت که یکی خود اسرائیلی ها بودند و دیگری عراقی ها که شایعاتی را مطرح می کردند که یکی ازاین شایعات این بود که ایران اسلحه ومهمات از اسرائیل می گیرد و عراقی ها با این انگیزه این حرف را می زدند که از عربها و کشورهای عربی کمک بیشتری بگیرند و اسرائیلی ها در حقیقت در این جهت این مسائل را مطرح می کردند که آن جنبه انقلابی گری ایران و صدور انقلاب ایران را تضعیف کنند و ملت های دیگر به انقلاب ما نپیوندند و با اهداف سیاسی این کار صورت می گرفت لذا کاملا این ادعا یک دروغ محض بود و ایران دشمن شماره یک خود را اسرائیل می دانست و اسرائیل هم به شدت وحشت داشت که ایران پایش وارد عراق شود و می دانست که با ورود ایران به عراق رژیم غاصب اسرائیل دیگر نمی تواند در فلسطین بماند و به شدت از پیشروی ها و پیروزی های ایران وحشت داشت و همیشه به دنبال این بود که به صدام به شکل های مستقیمی کمک شود و به عنوان سدی مانع از نفوذ ایران به عراق و از عراق حمایت می کرد.
بعد که جنگ تمام شد دیدند که از بس به عراق کمک کردند ممکن است خود این عراقی که در جنگ قوی شده با کمک های خودشان برایشان به مشکل تبدیل شود به این دلیل ریختند روی سر صدام چرا که از آینده اش می ترسیدند. در دوران جنگ هدف حفظ خاک بود یا ایران فراتر از مرزها به دنبال پیشروی بود؟ در حقیقت جنگ تحمیلی و دفاع مقدس دومین رویارویی آمریکا و غرب با ایران بود آنها به دنبال آن بودند که استقلال جمهوری اسلامی را بگیرد یعنی جمهوری اسلامی را تبدیل به یک حکومت دست نشانده در منطقه کنند از طرف دیگر از صدور انقلاب هم جلوگیری کنند یعنی انقلاب در درون مرزها مهار شود. مهار انقلاب و وابسته کردن جمهوری اسلامی به نظم جهانی و بین المللی و سردمداری آمریکا. خود آمریکا باور نمی کرد که بتواند در این جنگ جمهوری اسلامی را از بین ببرد و به دنبال آن بود که انقلاب را مهار کند و جمهوری اسلامی را دست نشانده کند.
اهداف ما درست درمقابل این قرار داشت ما می خواستیم استقلال ایران را تثبیت کنیم وبه عنوان یک قدرت موثر درمنطقه ظاهر شویم و دوم صدور انقلاب را ادامه دهیم که کشورهای دیگر اسلامی هم به انقلاب و اندیشه امام بپیوندند. ما اگر در عراق پیروز می شدیم به این دو هدف دست پیدا می کردیم اگر شکست می خوردیم آمریکایی ها به اهدافشان دست می یافتند اگر ایران شکست می خورد ایران تبدیل به رژیمی وابسته می شد ولو با نام جمهوری اسلامی یعنی اگر شکست می خوردیم یک جمهوری اسلامی وابسته به آمریکا شکل می گرفت و انقلاب ما هم در مرزها محدود می شد ولی اگر پیروز می شدیم ایران به عنوان بازیگر بین الملل ظهور می کرد و انقلاب را نیز صادر می کردیم که این اتفاق افتاد ما نه تنها سرزمین های خود را آزاد کردیم و این ما بودیم که سالهای آخر به خاک عراق حمله می کردیم و آنها بودند که التماس می کردند که جنگ پایان یابد. مخصوصا از عملیات فاو به این طرف. البته درمقطعی از جنگ که ما با عدم الفتح مواجه بودیم آمریکاییها به استراتژی "جنگ نباید برنده داشته باشد" روی آورده بودند و خواهان طولانی شدن جنگ بودند ولی وقتی ما وارد برنده شدن شدیم آنها گفتند نه باید جنگ زود پایان یابد یعنی عملیات فاو باعث شد که قدرت های بین المللی به این نتیجه برسند که این جنگ نباید طول بکشد و باید تمام شود اما قبل از عملیات فاو آنها می گفتند این جنگ باید 20 سال طول بکشد.
در ایران فضا فرق می کرد، خود شما گفتید اگر امام نمی پذیرفت ممکن بود صدام خرمشهر و کرمانشاه را بگیرد؟
این مساله در رابطه با آخر جنگ بود. در حقیقت فروردین ، اردیبهشت و خرداد و تیر ماه سال 1367. در آن زمان وضعیت جبهه ها طوری شده بود که ورق کاملا به نفع صدام برگشته بود، اما درمردادماه طور دیگری شد برعکس شد. دوباره در مرداد ماه که ما صدام را عقب زدیم، زیربار پذیرش قطعنامه 598 نمی رفت اما آلمانی ها، شوروی وآمریکایی ها وهمه فشار آوردند به صدام که قطعنامه را بپذیرد یعنی آن هفته های آخر جنگ فشارهای بین المللی به صدام زیاد شده بود که سریعا قطعنامه را بپذیرد. یعنی این کشورها از ایران حمایت می کردند ؟!
حمایت نمی کردند آنها نگران بودند که اگر جنگ ادامه یابد ایران صدام را ساقط می کند و موجب زیان های بزرگی به آنها شود. در حقیقت آنها از ترس منافع خودشان که منافعشان را از دست ندهند تشخیص دادند که جنگ سریعتر پایان یابد. ما که پیروز شدیم ایران تبدیل به قدرت منطقه ای شد و انقلاب ایران هم صادر شد. آن چیزی که در لبنان و فلسطین اتفاق افتاده بعد از پیروزی ما در عراق بود. یعنی اگر ما پیروز نمی شدیم انتفاضه در فلسطین بوجود نمی آمد و صدام هم از بین نمی رفت یعنی اگر ما شکست می خوردیم ایران تبدیل به کشوری وابسته می شد و انقلاب هم در مرزهای کشور مهار می شد اما پیروزی ما باعث شد که صدام برای اینکه چاره ای بیندیشد که به کویت حمله کند و کویت را لقمه ای قابل هضم می دانست که آنجا هم شکست خورد و امروز همان هایی که در یک سنگر با ما علیه صدام می جنگیدند امروز در عراق حاکمند آقای طالبانی و مالکی و حکیم. بنابراین پیروزی ماباعث صدور انقلاب به خارج از مرزهای کشور و ایجاد جبهه هایی در سوریه، لبنان، فلسطین و ... شد. ![]() با توجه به اینکه شما یکی از فرماندهان و یکی از موسسین سپاه هستید بفرمایید به لحاظ شرایط بین المللی و منطقه ای احتمال جنگ آینده علیه ایران را چگونه ارزیابی می کنید، خیلی از تحلیل گران و حتی مسئولان نظامی بر این باورند که باید انتظار یک جنگ از سوی غرب به سرکردگی امریکا یا بوسیله اسرائیل و دیگر ایادی آنها داشته باشیم؟
آمریکاییها و غربیها یک رویارویی سوم را با ما شروع کرده اند. در حقیقت بعد از 15 سال بررسی گذشته و به کمین نشستن و انتظار نشستن بالاخره یک رویارویی سومی طی سالهای اخیر به ویژه از سال گذشته و مخصوصا از امسال با قطعنامه 1929 اینها یک رویارویی سوم را با ما آغاز کرده اند. در این رویارویی سوم بر خلاف رویارویی اول که عمدتا سیاسی و امنیتی بود مثل حوادث کردستان و سیستان و بلوچستان، کودتا و تروها و... که سیاسی امنیتی بود و برخلاف رویارویی دوم که سیاسی - دفاعی بود و جنگ تحمیلی در رویارویی جدید سیاسی - اقتصادی است و البته بخشی از آن هم ممکن است تهدیدات نظامی باشد. بنابراین رویارویی سوم ما با آمریکاییها با رویارویی های گذشته متفاوت است. مهمترین محور این رویارویی جنگ اقتصادی است. تهدیدها جنگ اقتصادی کارشکنی هایی که در پیشرفت ایران دارند که مسئله هسته ای بخشی از آن است. اینها تلاش می کنند ما را از دسترسی به فناوری های برتر باز بدارند. تجارت ایران را محدود کنند در معاملات بین المللی ایران مشکل بوجود خواهند آورد با یک جنگ اقتصادی تحمیلی مواجه هستیم. تهدیدات نظامی را نیز مطرح می کنند که در کنار فشارهای اقتصادی تهدیدات نظامی هم داشته باشند چه آمریکایی ها چه اسرائیلی ها. چند درصد احتمال حمله نظامی به ایران وجود دارد؟ حمله نظامی به ایران کار ساده ای نیست خود آنها هم می دانند. بزرگترین مشکلی که آنها دارند یکی اینکه حمله آنها مثل حمله طبس ناموفق باشد. دوم اینکه ایران بر خلاف افغانستان و عراق پاسخ خواهد داد و به آنها آسیب می زند. عدم موفقیت و آسیب های بعد از حمله فوق العاده آنها را دچار نگرانی کرده و مثل یک سپر بلندی این 2 احتمال آنها را از حمله به ایران تا کنون باز داشته در آینده هم آنها این دغدغه را خواهند داشت لذا حمله به ایران کار ساده و تصمیم گیری ساده ای برای آنها نخواهد بود.
در صورت بروز جنگ فکر می کنید که مثل همان دوران جنگ دفاع مقدس همه اقشار حضور پیدا می کنند یا از قشر حزب الهی ها به جبهه ها می آیند ؟ ما ایرانی ها یک فرهنگی داریم که هروقت تهدید خارجی آمده ما متحد و منسجم شدیم و درمقابل تهدیدات اگریک دولت وحکومت همراه با مردم بوده، مردم همیشه درصحنه بوده اند بعد ازانقلاب همیشه اینگونه بوده. البته قبل ازانقلاب وقتی ایران تهدید نظامی می شده یا مردم می آمدند در صحنه دولت ها همراهی نمی کردند یا دولت تقاضا می کرده و مردم جدی نمی گرفتند. پس چرا ایران ژاندارم منطقه شاخته می شده؟ قدرت های خارجی فقط روی نیروهای کلاسیک و سازمان یافته ایران حساب می کردند. آن هم عمدتا روی بخش محدودی از نیروهای کلاسیک که مجهز به تجهیزات مدرن بوده، حساب می کردند. انقلاب اسلامی به آنها نشان داد که همین حساب آنها هم درست نبوده است. سال 1353 که بین ایران وعراق چالش های مرزی بوجود آمد و حتی ایران ارتفاعاتی ازعراق را گرفت ایران به عراق حمله ای محدود کرد هیچ گاه مردم این درگیری را جدی نمی گرفتند ومی گفتند که قدرتهای بین المللی خود سازش می کنند. برعکس جنگ هایی که بین ایران و روس بوده مردم در مقابل ارتش روس می جنگیدند ولی دولت مرکزی 200 سال پیش از آنها هیچ حمایتی نکردند 10 سال مردم و روحانیت در مقابل ارتش روس جنگیدند اما دولت و حکومت از آنها حمایت نمی کردند اما امروز اینگونه نیست اگر تهدید خارجی بوجود آید، مردم و هم حکومت متحد از کشور دفاع می کنند. اختلافات سیاسی را کنار می گذارند؟ اختلافات سیاسی در ایران بنیادی نیست آنها را کنار می گذارند و چون منافع ملی برایشان مهم است و به همه آنها ارتباط پیدا می کنند می آیند صحنه و دفاع می کنند. با توجه به اینکه شما فرمانده سپاه بودید درآن دوره خیلی از عملیاتهای ایران شکست می خورد آیا نفوذی ها باعث شکست عملیات ها می شدند یا کارشکنی هایی در بالاتر یا ستاد جنگ یا کابینه، علت شکست خوردن عملیات های مهم ایران بود؟ درصد شکست های ایران نسبت به پیروزی های آن خیلی کم بود و نسبت به ارتش عراق قابل مقایسه نبود یعنی در حقیقت ما می توانیم 8 سال جنگ را بگوییم بیش از 6 سال ما هجوم کردیم و کمتر از 2 سال عراق در حال هجوم به ایران بود. مثل دو کشتی گیر که از 8 امتیاز کلی 6.5 را ایران گرفت و 1.5 امتیاز عراق بگیرد. هجوم با ما بود. البته آن شکست ها هم دلایلی داشت. شکست هایی که ایران درسال اول جنگ داشت ضعف مدیریت جنگ بود. فرمانده قوی در سال اول جنگ که ارتش عراق حمله کرد وجود نداشت. اما در سال سوم و چهارم به دلیل تقویت سیستم اطلاعاتی عراق بوده که از آمریکایی ها گرفته تا منافقین به آنها کمک می کردند و رشد تجهیزات نظامی عراق، توان رزمی عراق که چند برابر ما شده بود در مقابل، شتاب رشد و تقویت توان نظامی ایران کند شده بود. در طول سالهای بعد از آزادی خرمشهر تا قبل از عملیات خببر که ما با ابتکارات این توانایی ها و اطلاعات وسیع ارتش عراق را دور می زدیم. چه از طریق فریب هایی که ما به کار می بردیم و چه از طریق ضد اطلاعاتی که ما موفق شدیم در سالهای سوم و چهارم جنگ به یک سیستم ضداطلاعاتی دست پیدا کنیم که اطلاعات آنها را خنثی می کردیم با ابتکارات عملیاتی که در فاو و شلمچه به آن دست یافته بودیم توان رزمی عراق که چند برابر ایران شده بود ما آن توان رزمی را خنثی می کردیم. بنابراین یا با کمک ضد اطلاعات یا با کمک ابتکارات عملیاتی ما توانستیم سالهای اخر جنگ با پیروزی های پی در پی مواجه شویم. دلیل خروج شما از سپاه؟ 16 سال من فرمانده سپاه بودم باید نسل های بعدی می آمدند و خودشان را برای آینده سپاه آماده می کردند مسئله دوم اینکه من در خارج از پادگان ها یعنی در جامعه و اداره کشور احساس خطر می کردم و فکر می کردم که در مسائل اقتصادی دیر یا زود با مشکلات جدی مواجه می شویم و من معتقد بودم بعد از جنگ تهدید آینده ایران یک تهدید اقتصاد می دانستم و چون خودم را آماده کرده بودم برای کمک به نظام از سپاه بیرون آمدم. البته امکانی دراختیار من قرار نگرفت و دولتمردان به من کمکی نکردند ولی همین امکان مجمع که آن هم رهبرانقلاب در اختیار من قرار دادند در مسئله تدوین چشم انداز و سیاست های کلی کشور به ویژه اصل 44 توانستم از بخشی از توانایی هایم استفاده کنم از نظر تخصصی کمک کنم به نظام. بعد از پایان جنگ تهدید آینده ایران را فرهنگ و اقتصاد می دانستم و مترصد بودم که فرصتی پیش بیاید بیرون بیام. البته مقام معظم رهبری بعد از 3 سال که قانع شدند، من با اجازه ایشان از سپاه بیرون آمدم.
با خواست خودتان بود؟ بله اما بعد از قانع شدن مقام معظم رهبری که زمانی که ایشان فرمودند من دیگر "قانع شدم" از سپاه خارج شدم، البته چند سال طول کشید.
به اعتقاد شما غرامت جنگ چقدر بوده و پیشنهاد شما برای پیگیری آن چیست؟ اقدامات به چه شکلی بوده؟ همان 90 میلیارد دلار سازمان ملل را من قبول دارم. شاخص خوبی است که دبیر کل سازمان ملل اعلام کرد معیار خوبی است و از طریق سرمایه گذاری های مشترک با عراق در حوزه های نفتی مشترک قابل دست یافتن است ما چاه های نفت مشترکی در نقاط مرزی با عراق داریم. می توانیم سرمایه گذاری کنیم و در یک دوره معقول بیست یا سی ساله این 90 میلیارد دلار را از این حوزه های مشترک برداشت کنیم این حوزه های مشترک امروزه راکد مانده است و کار جدی در استخراج نفت صورت نگرفته من نمی دانم چرا دولت این کار را انجام نمی دهد. .................................
گفتگو از: اسماعیل سلطنت پور و محمد ابراهیم پاکزاد |
| ||||
در پنجاه و چهارمین کنفرانس عمومی آژانس بین المللی انرژی اتمی، جمهوری اسلامی ایران تحفظ خود را مبنی بر مخالفت با اعتبار نامه رژیم صهیونیستی بصورت رسمی در صحن علنی کنفراسن عمومی آژانس مطرح کرد. نماینده جمهوری اسلامی ایران مجددا تاکید نمود که تصویب گزارش کمیته اعتبار نامه در خصوص اعتبارنامه های هیات های شرکت کننده در کنفرانس عمومی به هیچ وجه مبتنی بر به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی نیست . نماینده جمهوری اسلامی ایران در این سخنرانی , مواضع اصولی کشور را در خصوص عدم شناسایی رژیم صهیونیستی مجددا طرح کرد. کشورهای عربی همچون مصر, اردن , الجزایر نیز در بیانیه های کوتاهی اظهار داشتند که تصویب گزارش کمیته اعتبار نامه , به هیچ وجه به معنای شناسایی اراضی بعداز ژوئن 1967میلادی بعنوان بخشی از اسراییل نیست . |
خبرگزاری فارس: دادخواست اینترنتی در حمایت از زن آمریکایی محکوم به اعدام که از نارسایی ذهنی رنج میبرد، تنظیم شد.
به گزارش فارس، یک دادخواست اینترنتی در حمایت از "ترزا لویس "، زن آمریکایی محکوم به اعدام که از نارسایی ذهنی رنج میبرد، تنظیم شد.
گفته میشود که این دادخواست خطاب به دادگاه عالی آمریکا و فرماندار ویرجینیا تنظیم شده است.
***
لینک این دادخواست به شرح زیر است:
http://www.petitiononline.com/cgi-bin/create_petition.cgi?teresa41
***
دادگاه ترزا لویس عقبمانده ذهنی را به طراحی قتل همسر و ناپسری خود متهم کرده است.
ترزا که هم یک مادر است و هم مادربزرگ، قرار است 23 سپتامبر به دلیل اجیر کردن دو نفر برای قتل همسر و ناپسری خود و رابطه خارج از چارچوب خانواده با قاتلان اعدام شود.
کارشناسان روانشناسی قضایی آمریکا با انجام چندین تست هوش بر روی ترزا اعلام کردهاند که این زن در مرز نارسایی ذهنی قرار دارد و حتی قادر به انجام امور روزمره نیست.
این در حالی است که قاضی دادگاه ترزا، وی را "طراح " نقشه قتل معرفی کرد.
"کن کوچینلی "، دادستان ویرجینیا نیز حکم اعدام را برای ترزا با ذکر دلایلی که آن را ماهیت خشن جنایت و ارتکاب زنا توسط ترزا مینامد، موجه میداند.
ترزا پس از اتفاق فوق مسئولیت اقدامات خود را پذیرفته و با پلیس همکاری کرد. وی حتی "ماتیو شالنبرگر " و "رودنی فولر " دو نفری را که قتلها را مرتکب شدند، به پلیس معرفی کرد؛ اما این در شرایطی است که برای این دو قاتل مجازات اعدام در نظر گرفته نشده و آنها فقط به حبس محکوم شدهاند.
در همین حال، دادگاه عالی آمریکا روز گذشته هر گونه تاخیر در اجرای حکم اعدام "ترزا لویس " را رد کرد.
این دادگاه اعلام کرد که توقف اعدام ترزا لویس 41 ساله رد میشود.
"رابرت مکدانل "، فرماندار ویرجینیا نیز پیش از این گفته بود که وی ترزا لویس را از مرگ نجات نخواهد داد.
وی با نادیده گرفتن اظهارات کارشناسان روانشناسی قضایی درباره ترزا گفت: من دلیل قانعکنندهای را برای توقف حکم ترزا نمیبینم.