سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
ازدواج آگاهانه، همین و بس
درباره وبلاگ

من و تو در به دنیا آمدن و از دنیا رفتن اختیاری نداریم، ولی در سومین واقعه مهم زندگی چرا : اختیار در دست ماست پس در انتخاب همسر دقت داشته باشیم تا یک عمر آرامش خود را تضمین نماییم .
آرشیو وبلاگ
پیوندها
لوگو
من و تو در به دنیا آمدن و از دنیا رفتن اختیاری نداریم، ولی در سومین واقعه مهم زندگی چرا :
اختیار در دست ماست 
پس در انتخاب همسر دقت داشته باشیم تا یک عمر آرامش خود را تضمین نماییم .
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 3
بازدید دیروز: 14
کل بازدیدها: 27218



ازدواج آگاهانه، همین و بس
من و تو در به دنیا آمدن و از دنیا رفتن اختیاری نداریم، ولی در سومین واقعه مهم زندگی چرا : اختیار در دست ماست پس در انتخاب همسر دقت داشته باشیم تا یک عمر آرامش خود را تضمین نماییم .
شنبه 23 اردیبهشت 91 :: 12:4 عصر ::  نویسنده : میم شین       

میلاد با برکت بانوی دو سرا را خدمت تمامی دوست داران حضرتش تبریک عرض می نمایم .





موضوع مطلب :


یکشنبه 20 شهریور 90 :: 5:8 عصر ::  نویسنده : میم شین       

- لازمه ازدواج کردن یک مرد داشتن ثبات اقتصادی نیست .


- کوچک و بزرگ کردن در ازدواج هم هیچ منع شرعی و قانونی ندارد ولی باید از راه خود اقدام نمود .


- در موردی مثل شما لازم نیست شما که یک دختر هستید موضوع را به اطلاع والدینتان برسانید بلکه از همان راه طبیعی خود جلو بروید ( خواستگاری رسمی ) .


- اگر پسر عموی شما هم فرد محترم، شناخته شده و مورد وثوق خانواده شما هستند در مطرح کردن خواستشون هم اشکالی رخ نخواهد داد .


به هر حال به پسر عمویتان بفرمایید تا دیر نشده رسما علاقه شان به شما را با خانواده خود و سپس والدین شما در میان بگذارد .


یا علی




موضوع مطلب :


سه شنبه 15 شهریور 90 :: 12:54 عصر ::  نویسنده : میم شین       

 


سلام حاج آقا 


خدا قوت 


یه سوال داشتم از خدمتتون 


چقدر نظر گذاشتن برای مطالبتون سخته


آخرم نفهمیدم چجوری نظر بذارم


یه پسر عمو دارم هم سن خودم. اونها توی شهرستانن و ما تهران. درمورد مسائل بیشتر سیاسی با هم چت میکنیم


ئو یا سه سالی هست که حرفاش یه جوری بود البته از قبلشم رفتاراش. تا اینکه با ایمیل ازم خواستگاری کرد.به قول خودش 7 سال یا بیشتر به من علاقه داشته.


خب من گفتم باید همدیگر و بشناسیم. به دلایلی که به درازا میکشه نه من فعلا میتونم این مسئله رو به خانوادم بگم نه اون. با هم چند بار درمورد شرایطمون با هم صحبت کردیم.


ولی هرچی باشه حضوری یه چیز دیگه ست. من خودم اینطور حرف زدنو دوست ندارم. تازه بخاطر کارش خیلی وقتا نیست. این باعث شده خیلی حرفامون به درازا بکشه. اون منو دوست داره ولی من نمیدونم. میترسم از این بیشتر طول بکشه. اصلا میترسم اگه یه وقت نخواستمش بهش نه بگم. شکست روحی میخوره. نمیدونم از خواستگار فراری شدم. همش فکر میکنم چون اون منو میخواد منم یه دینی نسبت بهش دارم و اون اینه که تا جواب خواستگاریشو ندم به کس دیگه ای فکر نکنم. ولی چه کنم که این امر طولانی شده و تا حالا بی نتیجه. خواهش میکنم راهنماییم کنید.


لطف زیادی بهم میکنید اگه به ایمیلم ارسال کنید


.


.


.


.


.


.


باسمه تعالی


سلام خواهر خوبم


از حسن اعتمادتون تشکر می کنم


بدون مقدمه و حاشیه اضافی


اگر احتمال می دهید که شرایط به نحوی است که امکان ازدواج شما دو نفر وجود دارد از او بخواهید صداقت خود را با خواستگاری رسمی شما از پدر مادرتون اعلام نماید و سپس جریان را به روال عادی و طبیعی که در هر ازدواجی هست بیندازید و ارتباط غیر رسمی را خاتمه دهید .


اگر راضی به اعلام رسمی نشدند بدونید که در اعلام عشقشون به شما دروغ می گویند یا اینکه به قول قدیمی ها جربزه یک مرد را ندارند و شایسته همسری با شما را ندارند .


ضمنا سن شما روبه بالا رفتن است و شایسته نیست خود را مشغول به این مسایل حاشیه ای نمایید، دختر خاله و پسر خاله ای را سراغ دارم که در موقعیت شما بودند و دختر خانم تمام خواستگارهای خوب خود را رد می کرد در انتها هم ازدواجشون سر نگرفت و الان هر دوشون پشیمون هستند و از زندگی جدیدشون هم با همسرانشون راضی به نظر نمی رسند .




موضوع مطلب :


شنبه 12 شهریور 90 :: 12:47 صبح ::  نویسنده : میم شین       

باسمه تعالی


در و دل یک دوست خوب


.


.


.


.


.


دیگه خسته شدم ...


من به این وصلت راضی نیستم ... 


از بدبختی، از فقر فرهنگی از نادانی اطرافیان ...


نمی دونم چیکار کنم ؟


سالها صبر کردم ولی دیگه دلم جا نداره ...


من همیشه دوست داشتم همسرم آدم مذهبی باشه ...


هیچ وقت مادیگرا نبودم ...


عاشق درس بودم ...


انگار خدا هم انگار ندید و نخواست ...


برام دعا کنید ...


.


.


.


.


.


.


و اما پاسخ :


دوست خوب لطف فرمایید و قدم به قدم بیایید جلو :


قبل از هر پاسخی به یاد داشته باشید توکل به خدا و توسل به اهل بیت علیهم السلام خصوصا علی بن موسی الرضا علیه السلام بسیار کارساز است و آنها هیچگاه شما را فراموش نمی کند و در همه اوقات همراه و همگام شما هستند .


1 - اولا خود را به جای پدر و مادر خود قرار دهید .


2 - دوما طریقه به کار بردن الفاظ در مقابل افراد بسیار در همراهی آنها با شما موثر است، به قول قدیمیها زبان خوش مار را از لونه بیرون می کشه .


3 - سوما جایی که در جایی حرف انسان به ثمر نمی رسد هر چند منطقی باشد، می تواند به کس یا کسانی مراجعه کند و آنها را واسطه قرار دهد که مورد قبول و وثوق طرف حساب شما باشند، که ان شاء الله کارساز خواهد بود .


.


.


.


.


اینکه شما دوست داشته اید با انسانی مذهبی وصلت نمایید جای بسیار خوشحالی دارد، بسم الله را بگویید شاید طرف مذهبی باشد، اگر هم مذهبی نبود یا مشکلی داشت آن را به پدر و مادر خود اثبات نمایید و به آنها منطقی بقبولانید که آن جوان شایسته شما نمی باشد . ضمنا ما مسئول ضعف فرهنگی اطرافیانمان نیستیم هر چند امر به معروف و نهی از منکر و ارشاد اطرافیان از وظایف ماست البته تا جایی که حرف انسان در رو داشته باشد .


.


.


.


.


.


ان شاء الله کامروا باشید و همیشه شادمان




موضوع مطلب :


جمعه 26 فروردین 90 :: 1:38 صبح ::  نویسنده : میم شین       

به نام خداوند متعال


به نظر شما دوران مجردی بهتر است یا متاهلی ؟


شما کدام را انتخاب می کنید ؟


این سئوالی بود که دوست محترم از من پرسید و شایسته دیدم پاسخی مبسوط به ایشان بدهم .


شاید در بین مردم شنیده باشید که می گویند هر گلی بوی خاص خود را می دهد، دوره مجردی و متاهلی هم به همین منوال است و هر کدام از آنها شایسته زندگی در همان دوره است .


اکثر قریب به اتفاق انسانها هر دو دوره را طی خواهند نمود، پس بهتر است بهترین سبک زندگی در همان دوره را انتخاب نمایند .


انسان در هر کدام از این دوره ها وظایف خاصی را دارد، تفریحات خاص خود را دارد، لذایذ دنیوی خاص همان دوره را دارد .


شاید برای یک انسان متاهل سخت و غیر ممکن باشد به تفریحات مجردی از جمله گشت و گذار با دوستان خود در طبیعت را داشته باشد یا اینکه با دوستان خود به سرگرمیها و بازی بپردازد .


برادر و خواهر عزیزم قدر دوره مجردی را بدانید و تا جایی که برایتان امکان دارد وظایف مختص به این دوره را انجام دهید و زمانی که احساس نیاز به ازدواج و تشکیل خانواده نمودید تامل را روا ندانید و اقدام نمایید .


همچنین به هیچ نحوی ناخنک به لذایذ دوره متاهلی نزنید که حاصلی جز پشیمانی و دلزدگی در ایام متاهلی نخواهد شد .


به یاد داشته باشید که : چو فردا شود فکر فردا کنیم ...


همین و بس




موضوع مطلب : به نظر شما دوران مجردی بهتر است یا دوران متاهلی ؟,


پنج شنبه 19 اسفند 89 :: 11:7 عصر ::  نویسنده : میم شین       

 


ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما


در صورتی که در مورد مسایل مربوط به پیوند مقدس ازدواج سئوالی برایتان مطرح است می توانید آن را در قسمت نظرات قرار دهید تا در اولین فرصت در پستی جدید پاسخ آن برای شما داده شود .


همچنین خواهشمند است در صورت تمایل در 2 نظرسنجی قرار داده شده در وبلاگ شرکت نمایید .


پیشنهادات و انتقادات سازنده شما مایه مسرت است .


ایمیل من :


shiri216@gmail.com


shiri216@yahoo.com


shiri216@hotmail.com


shiri216@iran.ir


شماره تماس : 5086-216-0913


یا علی


 




موضوع مطلب :


پنج شنبه 19 اسفند 89 :: 4:57 عصر ::  نویسنده : میم شین       

سلام


من در یک موسسه ی فرهنگی مشغول به فعالیت هستم در این موسسه از هر دو جنس دختر و پسر مشغول کارند


من خیلی اتفاقی از یکی از آقایون اونجا خوشم اومده


هر وقت می بینمش قلبم تندتند می زنه ولی از این ماجرا هیچ کس خبر نداره فقط خودم اذیت می شم و البته نیتم هم از رفتن به اونجا و انجام دادن وظایفم تغییر کرده روی مطرح کردن این قضیه با مسئولان رو هم ندارم


تمام فکر و ذکرم هم شده همون برادر


می شه کمکم کنین؟


 


باسمه تعالی


خواهر خوبم سلام


از اینکه این حقیر را جهت پاسخگویی به سئوال خود انتخاب نموده اید متشکرم، ان شاالله در تمامی مراحل زندگی خود موفق و سربلند باشید .


قبل از پاسخ به سئوال جنابعالی توجه شما را به چند نکته جلب می نمایم که اطلاع شما از آنها ضروری است :


1- رضایت پدر و خانواده شما و اطلاع از این موضوع ضروری است، نحوه اطلاع دادن به خانواده بسته به نوع بافت خانواده ها متفاوت است و از راههای گوناگون امکان پذیر می باشد .


2- خواستگاری نمودن مرد از زن در جامعه نوعی احترام به شخصیت والای زن می باشد و حق انتخاب در زن همان اختیار در پاسخ مثبت یا منفی دادن او به خواستگاران خود است .


همچنین درخواست مستقیم ازدواج یک زن از مرد با شخصیت بالای زن در تناقض است و نوعی بی ارزشی زن را به همراه خواهد داشت .


خداوند متعال مرد را مظهر طلب، عشق و تقاضا و خواهش قرار داده و زن را مظهر مطلوب بودن، معشوق بودن و ناز آفریده است، زن گل است و مرد بلبل، زن شمع است و مرد پروانه .


3- فردی که مد نظر شماست ارزش اینکه همسر شما باشد را داشته باشد و فردی فرهیخته و دانا و با انصاف باشد در غیر اینصورت اگر ازدواجی رخ داد در تمام اتفاقات ناگوار زندگیتان این مساله را اهرم فشاری بر شما قرار خواهد داد .


4- خود را برای پاسخ منفی احتمالی او و شاید واکنش بسیار منفی خانواده اش آماده نمایید .


5- سعی نمایید از مواجهه رودرو با او بکاهید و بیشتر از این احساسات خود را خرج مساله ای مبهم ننمایید .


6- در محل کار خود به هیچ وجهی همکاران خود را از این موضوع مطلع ننمایید یا رفتاری از خود بروز ندهید که آنها پی به این علاقه ببرند .


7- جنس زن مساوی است با شور، حرارت، احساسات وافر و عواطف لطیف، هر چند بزرگترین و ارزشمندترین شاخصه ی یک زن همین عواطف اوست، در تصمیم گیزیها بزرگترین نقطه ضعف او هم همین احساسات اوست، لذا سعی نمایید قبل از اینکه هر رابطه ای منجر به ازدواج نشده احساسات را به حداقل ممکن برسانید .




و اما قسمت اصلی پاسخ به سئوال شما که آن را طی پنج گام توام تقدیم می نمایم :


گام نخست : آیا قصد شما از فکر کردن به آن پسر ازدواج است ؟


اگر پاسختان منفی است بهتر است این مواجهه را همین جا ختم نمایید و محل کار خود را تغییر دهید .


گام دوم : اگر پاسختان مثبت است به صورت غیر مستقیم اطلاعات اولیه آن پسر من جمله مجرد بودن یا نبودن او، نامزد داشتن یا نداشتن او را استخراج نمایید .


گام سوم : اگر اطلاعات اولیه را کسب نموده اید و او را کیس خوبی به حساب می آورید از شخص ثالثی که باید فردی با تجربه و فهمیده باشد بخواهید از زیر زبان او بکشد آیا تمایلی به ازدواج دارد یا خیر ؟ و اگر تمایل دارد شما را با لطافت خاصی به او معرفی نماید و نظر او را جویا گردد .


نکته :


- فرد سوم تحت هیچ شرایطی از بستگان درجه یک شما مخصوصا پدر شما نباشد .


- بنده شخصا با کمک همسرم حاضر به انجام این کار برای شما هستیم .


گام چهارم : اگر فرد مورد نظر تمایل به ازدواج نیست یا نظری به شما ندارد محل کار خود را تغییر دهید و دیگر به او فکر ننمایید .


گام آخر : اگر آن برادر در گفتگو با رابط شما ابراز تمایل نمود و جواب ابتدایی ایشان نسبت به شما مثبت بود، جریان را به حالت طبیعی خود بیندازید و از همان راه سنتی خواستگاری که در کشور ما مرسوم است کار را پیگیری نمایید .


ان شاالله پاسخ اینجانب راهگشای شما بوده باشد .


والسلام


میم . شین 


 




موضوع مطلب :


دوشنبه 2 اسفند 89 :: 10:35 عصر ::  نویسنده : میم شین       


اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1


 


اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10


 


اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =100


 


اگر دارای (اصل و نسب) هم باشند پس سه تا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =1000


 


ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست


 


پس ان انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت





موضوع مطلب :


پنج شنبه 9 دی 89 :: 11:32 عصر ::  نویسنده : میم شین       

دانلود فایل از اینجا


http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://shiri216.persiangig.com/agahane.pdf




موضوع مطلب :


پنج شنبه 9 دی 89 :: 4:24 عصر ::  نویسنده : میم شین       


من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم


 


از زن و غر زدن روز و شبش آزادم


نه کسی منتظرم هست که شب برگردم


نه گرفتم دل و نه قلوه به جایش دادم


زن ذلیلی نکشم هیچ نه در روز و نه شب


نرود از سر ذلت به هوا فریادم


"هر زنی عشق طلا دارد و بس? شکی نیست"


نکته ای بود که فرمود به من استادم


شرح زن نیست کمی? بلکه کتابی است قطور


چه کنم چیز دگر نیست از آن در یادم


هر کسی حرف مرا خبط و خطا می خواند


محض اثبات نظرهای خودم آمادم(!)


زن نگیر - از من اگر می شنوی- عاقل باش!


مثل من باش که خوشبخت ترین افرادم


مادرم خواست که زن گیرم و آدم گردم


نگرفتم زن و هرگز نشدم من آدم!


هیچ کس نیست که شیرین شود از بهر دلم


نه برای دل هر دختر و زن فرهادم


الغرض زن که گرفتی نزنی داد که: "من


از چه رو در ته این چاه به رو افتادم؟





موضوع مطلب :


1   2   3   4   >