سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.

 

ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما

در صورتی که در مورد مسایل مربوط به پیوند مقدس ازدواج سئوالی برایتان مطرح است می توانید آن را در قسمت نظرات قرار دهید تا در اولین فرصت در پستی جدید پاسخ آن برای شما داده شود .

همچنین خواهشمند است در صورت تمایل در 2 نظرسنجی قرار داده شده در وبلاگ شرکت نمایید .

پیشنهادات و انتقادات سازنده شما مایه مسرت است .

ایمیل من :

shiri216@gmail.com

shiri216@yahoo.com

سامانه پیامک : 500020405097

یا علی

 




      

یاد من باشد فردا حتما ،

دو رکعت راز بگویم با او

و بخواهم از او ، که مرا در یابد
و دل از هرچه سیاهی ست ، بشویم فردا

روزن دل بگشایم بر عشق

تا که آن نور بتابد بر دل

تادلم گرم شود ، یخ دل آب کنم ، تا که دلگرم شوم

یاد من باشد فردا حتما ،

صبح بر نور سلامی بکنم

سیصد و شصت و چهار غفلت را ، من فراموش کنم
سینه خالی کنم از کینه این مردم خوب
و سلامی بدهم بر خورشید

گوش بر درد دل ابر کنم

تا که دل تنگ نباشد دیگر

و ببارد آرام
یاد من باشد فردا دم صبح

خواب را ترک کنم ،  زودتر بر خیزم
چای را دم بکنم

به پدر ، شاخه گلی هدیه دهم

بوسه بر گونه مادر بزنم

و پتو را آرام ، روی خواهر بکشم

تا که در خواب دلش گرم شود

و در ایوان حیاط ، سفره را پهن کنم
در جوار گل یاس ، در کنار دل غمدیده مادر ، آرام

نان و چایی بخورم ، برکت را بتکانم به حیاط ،

یا کریمی بخورد
یاد من باشد فردا حتما ،

 ناز گل را بکشم ، حق به شب بو بدهم

از گل سرخ حیاط ، عذر خواهی بکنم


ونخندم دیگر ، به ترک های دل هر گلدان
چوبدستی به تن خسته گل هدیه دهم
حوض را آب کنم و دعایی به تن خسته این باغ نجیب
یاد من باشد فردا،

یاد من باشد فردا

پرده از پنجره ها بردارم

شیشه را پاک کنم

تا که آن تابش پاک ، دل دیوار مرا گرم کند

به دل کوزه آب ، که بدان سنگ شکست

بستی از روی محبت بزنم ،

تا اگر آب در آن سینه پاکش ریزند ، آبرویش نرود
رخ آیینه به آهی شویم ، تا که من را بنشاند در خویش
من در آینه خواهم خندید،

خاطر آینه از اخم به تنگ آمده است
یاد من باشد از فردا صبح ، جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا ،آب ، زمین
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت
خانه دل بتکانم از غم
و به دستمالی از جنس گذشت

بزدایم دیگر ، تاری گرد کدورت از دل
مشت را باز کنم تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش ، دست در دست زمان بگذارم
یاد من باشد فردا دم صبح

 به نسیم از سر صدق سلامی بدهم
 به انگشت نخی خواهم بست

تا فراموش نگردد فردا ، 
زندگی شیرین است ، زندگی باید کرد
گر چه دیر است ، ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزیم ، شلید 
 به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم در دل
لحظه را ، دریابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی خودم عرضه کنم،
یک بغل عشق از آنجا بخرم

یاد من باشد فردا حتما ،

بگشایم در آن پنجره بر وسعت نور

نم اشکی بفشانم بر دل ، تا که دل نرم شود

قفس دل ببرم ، تا در آن وسعت سبز

مرغ دل ، تازه هوائی بخورد

شاید آنجا ، در آن باز کنم

بپرد مرغ دلم ، در هوای خوش دوست

یاد من باشد فردا

ساعت کوچک و آرام دلم کوک کنم

تا که با زنگ زمان

بشوم بیدار از خواب گران

و بیاد آرم تکلیف خودم

قبل از آن پرسش سنگین از من ، مشق لبخند کنم

قفل دل بردارم ، در دل باز کنم
به سلامی دل همسایه خود شاد کنم

بگذرم از سر تقصیر رفیق
بنشینم دم در، چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ، 
ببرد این دل ما را با خود
و بدانم دیگر ، قهر هم چیز بدی ست

سر صحبت را با آینه ، من باز کنم

به سر و روی دل آبی بزنم

پر کنم ساحت دل را از نور

نذر خوبی بکنم ، خرج شادی بدهم

کاسه کاسه بدهم مردم شهر

تا که این مردم خوب ، دلشان سیر محبت بشود

یاد من باشد فردا سر راه

بروم تا ته آن کوشه عشق

وزن خوشبختی خود را آنجا ، از ترازوی صداقت پرسم

و ببینم آیا ،

وزن این نعمت ها ، با قد بندگیم ، چه تناسب دارد ؟

سنگ را از سر ره بر دارم

تا که هموار شود ، راه رسیدن به نگاه

راه آکنده از این گرد و غبار

نم عشقی بزنم ، تا که شاید بنشانم فردا

گرد نفرت ، من از این راه وصال 
یاد من باشد فردا حتما

باور این را بکنم،که دگر فرصت نیست
و بدانم که اگر دیر کنم، مهلتی نیست مرا
وبدانم که شبی ، خواهم رفت
و شبی هست مرا ، که نباشد پس از آن فردایی
یاد من باشد 
باز اگر فردا غفلت کردم، آخرین لحظه فردا شب هم
من به خود باز گویم این را ، 
یاد من باشد فردا حتما
دو رکعت راز بگویم با او

صبح بر نور سلامی بکنم
پرده از پنجره ها بردارم

بگشایم در آن پنجره بر وسعت نور

بذر امید بکارم در دل

....

آه ، ای غفلت هر روزه ی من
من به هر سال که بر من بگذشت
غرق اندیشه آن فردایی ، 
که نخواهد آمد
مینشانم به جامه عمرم ،

سیصد و شصت و پنج غفلت را




      

ازدواج کردن فقط به این دلیل که فکر کنیم زمانش رسیده، ایده کاملا اشتباهی است. هرکس باید زمانی ازدواج کند که از نظر عقلی و احساسی آمادگی پذیرش زندگی جدید را داشته باشد. در هیچ کشوری و با هیچ فرهنگی، یک سن مناسب جادویی و خاص برای ازدواج وجود ندارد.


در سال‌های اخیر در تمام کشورها با فرهنگ‌های مختلف، متوسط سن ازدواج نسبت به سالیان گذشته تفاوت کرده و افزایش را نشان می‌دهد. در بین ما افرادی وجود دارند که مجردند و ترجیح می‌دهند هرچه زودتر تشکیل خانواده بدهند اما در این بین هستند اشخاصی که دوست دارند همچنان مجرد بمانند یا دیرتر ازدواج کنند. باید اشاره داشت در بیشتر افرادی که تشکیل خانواده می‌دهند میل به ازدواج احساس می‌شود، یعنی زمانی که این احساس در آنها به وجود آمد، تشکیل خانواده می‌دهند… .

شاید شما بپرسید، این نیاز را چگونه باید در وجود خودمان بشناسیم تا ازدواج کنیم و آیا اصلا چنین احساسی در ما به وجود می‌آید یا نه؟ تست‌های زیر را پاسخ دهید تا متوجه شوید که در وجودتان چنین میلی دارید یا خیر؟

1 - آیا زمانی که مادر و پدری را به همراه فرزند کوچک‌شان می‌بینید، غبطه می‌خورید؟
الف) بله
ب) خیر
ج)گاهی اوقات

2 ـ به نظر شما، بهترین شیوه برای اینکه اطمینان یابید که طرف مقابل‌تان کاملا برازنده و مناسب حال شما است، چیست؟
الف ـ اینکه خواسته‌‌ها و سلایق‌تان در زندگی، عینا مثل هم هستند.
ب ـ اینکه شما در این ارتباط، همیشه شاد و راضی هستید و هیچ اختلاف نظر و مشکلی بین‌تان وجود ندارد.
ج ـ اینکه به اتفاق هم با مشکلات مواجه می‌شوید و مبارزه می‌کنید و روز به روز بیشتر به یکدیگر نزدیک می‌شوید.
د ـ اینکه والدین و خانواده‌تان، او را تایید می‌کنند.

3 - آیا زمانی که یک زوج جوان را در حال خنده می‌بینید، افسوس می‌خورید؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی‌اوقات

4 ـ به نظر شما زوج‌‌ها از چه طریقی قادرند به بهترین نحو، مشکلات و مسائل مهم زندگی مشترک‌شان را حل و برطرف کنند؟
الف- اینکه ابتدا مشخص کنند که چه کسی در اشتباه است و حق با کدام‌یک است.
ب - حتی در صورت ناراحتی و نارضایتی شدید، باید مدام و همواره در مورد آنها با یکدیگر صحبت و تبادل نظر کنند.
ج ـ آنها را به حال خود رها کنند و منتظر بمانند تا اوضاع خود به خود بهبود یابد.
د- تمام حواس و توجه خود را روی آنها متمرکز کنند و گوش دل و جان به حرف‌‌ها و پیشنهادهای یکدیگر بدهند.

5 - آیا همچون گذشته از اوقات تنهایی‌تان لذت می‌برید؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات

6 ـ  در زندگی مشترک زوج‌ها، ممکن است تفاوت‌ها، اختلاف‌نظرها و مشکلاتی قد علم کنند. اینها:
الف- نمایانگر و علامتی دال بر این حقیقت است که لازم است تغییر و تحولاتی در همسرتان به وجود آورید.
ب ـ دلایل و عللی است که باعث می‌شود گذشت و سازش خود را به یکدیگر نشان دهید و در جهت بهبود ارتباط‌تان بیشتر بکوشید.
ج ـ به منزله علائم هشداردهنده‌ای است که ثابت می‌کند همسرتان مناسب حال و برازنده شما نیست و به دردتان نمی‌خورد.
د ـ به منزله علائم و نشانه‌هایی است که به ما می‌گوید زمان آن فرارسیده است که چیزهای جدیدی یاد بگیریم و به مرحله رشد و شکوفایی دست پیدا کنیم.

7 - زمانی که در جمع دوستان متاهل هستید، به خود می‌گویید ای کاش من هم متاهل بودم؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات

8 - آیا شده تا به حال حضور شخصی از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی‌اوقات

9 ـ زوج‌هایی که همیشه رضایت خاطر، خرسندی، خشنودی و شادمانی‌شان را با یکدیگر تقسیم می‌کنند با زوج‌هایی متفاوت هستند که دائما ابراز نارضایتی و ناراحتی می‌کنند و دل‌شان با یکدیگر نیست. به نظر شما، تفاوت اصلی آنها در چیست؟
الف- زوج‌های گروه اول، هرگز عصبانی نمی‌شوند، جرو بحث راه نمی‌اندازند و دعوا و مرافعه نمی‌کنند و همواره خونسردی و آرامش خود را حفظ می‌کنند و خویشتن‌دار هستند.
ب ـ زوج های گروه اول به خراب شدن اوضاع دامن نمی‌زنند و در واقع در زندگی‌شان، موش نمی‌دوانند.
ج ـ زوج‌های گروه اول مسائل و مشکلات، تفاوت‌‌ها و اختلاف‌نظرهای کمتری دارند، در نتیجه بیشتر فرصت پیدا می‌کنند که به یکدیگر برسند و از زندگی‌شان لذت واقعی ببرند.
دـ زوج‌های گروه اول، برای حل و رفع مسائل و مشکلات موجود در زندگی مشترک‌شان از ابزار، تجهیزات، شگردها، راهکارها و تدابیر زیرکانه‌تر و بهتری برخوردارند.

10 - آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده‌اید که تنهایی دیگر بس است؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات

11 - آیا تاکنون برای تان پیش آمده که شادی‌تان را بخواهید به کسی از جنس مخالف، انتقال دهید؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات

12 - آیا شما موسیقی‌های آرام گوش می‌دهید؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات

13 - آیا شده زمانی که پشت ویترین یک فروشگاه هستید، احساس‌تان به شما بگوید برای کسی هدیه‌ای بخرید؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات

14 - آیا رنگ زندگی برای شما تغییر کرده است؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات

15 - آیا شده در چند ماه اخیر، لبخند فردی، امید را در دل‌تان زنده کند و نگاه شما به زندگی تغییر کند؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات

16 - زمانی که پدرو مادرتان می‌گویند، دیگر زمان ازدواج فرارسیده است، اخم نمی‌کنید؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات

17 - آیا به‌تازگی در خیال‌تان مراسم خواستگاری را مرور می‌کنید؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات

18 - آیا اخیرا برای‌تان پیش آمده عاشق کسی شده باشید اما حجب و حیا اجازه ندهد، آن را با او در میان بگذارید؟
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات

روش پاسخ‌دهی :
سوال‌های 2، 4، 6 و 9 به ترتیب : سؤال 2: الف 3 امتیاز، ب 2 امتیاز، ج 4 امتیاز و د 1 امتیاز
سؤال 4: الف 3 امتیاز، ب 2 امتیاز، ج 1 امتیاز و د 4 امتیاز
سؤال 6: الف 2 امتیاز، ب 4 امتیاز، ج 1 امتیاز و د 3 امتیاز
سؤال 9: الف 2امتیاز، ب 3 امتیاز، ج 1 امتیاز و د 4 امتیاز
سوال های1،3،5،7،8،10،11،12،13،14،15،16،17،18 : برای هر پاسخ بلی 2 امتیاز، خیر صفر امتیاز و گاهی اوقات 1 امتیاز اختصاص دهید.

نتیجه آزمون


اگر امتیازتان بین 17 تا 20 است :
به شما تبریک می‌گوییم! شما به خوبی از نقاط ضعف و قوت شخصیت خودتان آگاهید و معنا و مفهوم واقعی زندگی مشترک و همسرداری را کاملا و به خوبی درک کرده‌اید. شما می‌دانید هر ارتباط مشترکی از فراز و نشیب‌های خاصی برخوردار است و قادرید خودتان را با آنها هماهنگ و سازگار کنید و مشکلات و موانع را از سر راه بردارید. هنگام مواجهه با یک اختلاف نظر یا اختلاف سلیقه با همسرتان، ابتدا خود را به جای او می‌گذارید و از دریچه دید او به مسائل می‌نگرید، اشتباه‌های خود را به‌راحتی می‌پذیرید و در صورت لزوم حاضرید مصالحه و گذشت کنید. قطعا با این روحیه ایثار و همدلی که شما دارید، حتی قادرید کوه را از جای خود بلند کنید و از یک زندگی مشترک پر از صلح و صفا و آرامش برخوردار باشید و این نشان می‌دهد که شما آمادگی لازم و کامل را برای ازدواج دارید.

اگر امتیازتان بین 13 تا 16 است :
شما از روحیه‌ای فداکار و ایثارگر برخوردارید ولی مایلید همسرتان نیز به موقع شما را درک کند و از خودگذشتگی نشان دهد. ممکن است، هنگام مواجهه با مشکلات، ابتدا کمی خودتان را ببازید و دچار حالت سردرگمی و بلاتکلیفی شوید، ولی خیلی زود به خودتان می‌آیید و اوضاع را به بهترین نحو، سروسامان می‌دهید. متأسفانه در هنگام پذیرفتن اشتباه‌ها و خطاهای‌تان، کمی سرسخت و لجوجانه عمل می‌کنید ولی با کمی تأمل، سبک و سنگین کردن جوانب امر، قادرید به راهکارهایی مناسب دست یابید و بر موانع و مشکلات فایق آیید. بهتر است در تصمیم برای ازدواج عجله نکنید اما در فکرش باشید.

اگر امتیازتان بین 9 تا 12 است :
شما فردی سرسخت و خودرأی هستید و بر اعتقادات و باورهای ریشه‌دار و عمیق‌تان به‌شدت اصرار می‌ورزید و مایلید آنها را در زندگی مشترک‌تان اعمال کنید. این به شرطی خوب است که ابتدا، بتوانید به تفاهمی با همسرتان در این زمینه دست یابید و بعد از گذشت چند سال از زندگی مشترک‌تان و شناخت هرچه بیشتر یکدیگر، با هم فکری همسرتان آنها را با در نظر گرفتن وضعیت ارتباط‌تان، به کار گیرید. متأسفانه هنگام مواجهه با مشکلات و موانع به سرعت دست و پای‌تان را گم می‌کنید و قادر نیستید بدون گرفتن کمک فکری از اطرافیان‌تان به رفع و حل آنها بپردازید. شما کاملا برای ازدواج و تشکیل یک زندگی مشترک آماده نیستید و بهتر است بیشتر روی نقاط ضعف خود کار کنید.

اگر امتیازتان بین 5 تا 8 است :
ابتدا باید به این سؤال پاسخ دهید که آیا معنا و مفهوم واقعی زندگی مشترک و ارتباط دوجانبه را به درستی درک کرده‌اید؟ اگر پاسخ‌تان به این سؤال منفی است (که حتما همین‌طور است، چون امتیازات شما نمایانگر آن است) قبل از تصمیم‌گیری برای ازدواج، باید به زندگی مشترک آرام و پر از تفاهم زوج‌های اطراف‌تان دقیق شوید و راهکارهای مدبرانه آنها را فرابگیرید. متأسفانه از قدرت تصمیم‌گیری بالایی برخوردار نیستید و حرف‌های دیگران به سرعت و به سهولت روی‌تان اثر می‌کنند، بدون اینکه پیرامون آنها بیندیشید و بعد از کمی جرح و تعدیل در آنها، اقدام کنید. زندگی مشترک مانند خیابانی دوطرفه است که باید حق و حقوق طرفین در آن به طور یکسان و مساوی رعایت شود وگرنه مشکلات و موانعی بر سر راه‌تان قد علم می‌کنند که حل و رفع آنها غیر ممکن است. شما اصلا آمادگی برای ازدواج ندارید و راه درازی برای شناخت خود در پیش دارید که این موضوع را جدی بگیرید.
منبع : زندگی ایده آل




      




      




      

- لازمه ازدواج کردن یک مرد داشتن ثبات اقتصادی نیست .

- کوچک و بزرگ کردن در ازدواج هم هیچ منع شرعی و قانونی ندارد ولی باید از راه خود اقدام نمود .

- در موردی مثل شما لازم نیست شما که یک دختر هستید موضوع را به اطلاع والدینتان برسانید بلکه از همان راه طبیعی خود جلو بروید ( خواستگاری رسمی ) .

- اگر پسر عموی شما هم فرد محترم، شناخته شده و مورد وثوق خانواده شما هستند در مطرح کردن خواستشون هم اشکالی رخ نخواهد داد .

به هر حال به پسر عمویتان بفرمایید تا دیر نشده رسما علاقه شان به شما را با خانواده خود و سپس والدین شما در میان بگذارد .

یا علی




      

 

سلام حاج آقا 

خدا قوت 

یه سوال داشتم از خدمتتون 

چقدر نظر گذاشتن برای مطالبتون سخته

آخرم نفهمیدم چجوری نظر بذارم

یه پسر عمو دارم هم سن خودم. اونها توی شهرستانن و ما تهران. درمورد مسائل بیشتر سیاسی با هم چت میکنیم

ئو یا سه سالی هست که حرفاش یه جوری بود البته از قبلشم رفتاراش. تا اینکه با ایمیل ازم خواستگاری کرد.به قول خودش 7 سال یا بیشتر به من علاقه داشته.

خب من گفتم باید همدیگر و بشناسیم. به دلایلی که به درازا میکشه نه من فعلا میتونم این مسئله رو به خانوادم بگم نه اون. با هم چند بار درمورد شرایطمون با هم صحبت کردیم.

ولی هرچی باشه حضوری یه چیز دیگه ست. من خودم اینطور حرف زدنو دوست ندارم. تازه بخاطر کارش خیلی وقتا نیست. این باعث شده خیلی حرفامون به درازا بکشه. اون منو دوست داره ولی من نمیدونم. میترسم از این بیشتر طول بکشه. اصلا میترسم اگه یه وقت نخواستمش بهش نه بگم. شکست روحی میخوره. نمیدونم از خواستگار فراری شدم. همش فکر میکنم چون اون منو میخواد منم یه دینی نسبت بهش دارم و اون اینه که تا جواب خواستگاریشو ندم به کس دیگه ای فکر نکنم. ولی چه کنم که این امر طولانی شده و تا حالا بی نتیجه. خواهش میکنم راهنماییم کنید.

لطف زیادی بهم میکنید اگه به ایمیلم ارسال کنید

.

.

.

.

.

.

باسمه تعالی

سلام خواهر خوبم

از حسن اعتمادتون تشکر می کنم

بدون مقدمه و حاشیه اضافی

اگر احتمال می دهید که شرایط به نحوی است که امکان ازدواج شما دو نفر وجود دارد از او بخواهید صداقت خود را با خواستگاری رسمی شما از پدر مادرتون اعلام نماید و سپس جریان را به روال عادی و طبیعی که در هر ازدواجی هست بیندازید و ارتباط غیر رسمی را خاتمه دهید .

اگر راضی به اعلام رسمی نشدند بدونید که در اعلام عشقشون به شما دروغ می گویند یا اینکه به قول قدیمی ها جربزه یک مرد را ندارند و شایسته همسری با شما را ندارند .

ضمنا سن شما روبه بالا رفتن است و شایسته نیست خود را مشغول به این مسایل حاشیه ای نمایید، دختر خاله و پسر خاله ای را سراغ دارم که در موقعیت شما بودند و دختر خانم تمام خواستگارهای خوب خود را رد می کرد در انتها هم ازدواجشون سر نگرفت و الان هر دوشون پشیمون هستند و از زندگی جدیدشون هم با همسرانشون راضی به نظر نمی رسند .




      

باسمه تعالی

در و دل یک دوست خوب

.

.

.

.

.

دیگه خسته شدم ...

من به این وصلت راضی نیستم ... 

از بدبختی، از فقر فرهنگی از نادانی اطرافیان ...

نمی دونم چیکار کنم ؟

سالها صبر کردم ولی دیگه دلم جا نداره ...

من همیشه دوست داشتم همسرم آدم مذهبی باشه ...

هیچ وقت مادیگرا نبودم ...

عاشق درس بودم ...

انگار خدا هم انگار ندید و نخواست ...

برام دعا کنید ...

.

.

.

.

.

.

و اما پاسخ :

دوست خوب لطف فرمایید و قدم به قدم بیایید جلو :

قبل از هر پاسخی به یاد داشته باشید توکل به خدا و توسل به اهل بیت علیهم السلام خصوصا علی بن موسی الرضا علیه السلام بسیار کارساز است و آنها هیچگاه شما را فراموش نمی کند و در همه اوقات همراه و همگام شما هستند .

1 - اولا خود را به جای پدر و مادر خود قرار دهید .

2 - دوما طریقه به کار بردن الفاظ در مقابل افراد بسیار در همراهی آنها با شما موثر است، به قول قدیمیها زبان خوش مار را از لونه بیرون می کشه .

3 - سوما جایی که در جایی حرف انسان به ثمر نمی رسد هر چند منطقی باشد، می تواند به کس یا کسانی مراجعه کند و آنها را واسطه قرار دهد که مورد قبول و وثوق طرف حساب شما باشند، که ان شاء الله کارساز خواهد بود .

.

.

.

.

اینکه شما دوست داشته اید با انسانی مذهبی وصلت نمایید جای بسیار خوشحالی دارد، بسم الله را بگویید شاید طرف مذهبی باشد، اگر هم مذهبی نبود یا مشکلی داشت آن را به پدر و مادر خود اثبات نمایید و به آنها منطقی بقبولانید که آن جوان شایسته شما نمی باشد . ضمنا ما مسئول ضعف فرهنگی اطرافیانمان نیستیم هر چند امر به معروف و نهی از منکر و ارشاد اطرافیان از وظایف ماست البته تا جایی که حرف انسان در رو داشته باشد .

.

.

.

.

.

ان شاء الله کامروا باشید و همیشه شادمان




      

شاید به نظر شما این مطلب غیر مرطبت باشد

ولی به این جهت که وسیله نقلیه بنده سیلو است و دفترچه ندارد با کلی تلاش دفترچه اونا گیر آوردم و حیفم اومد برا دیگران نذارم

اینجا دانلود نمایید

یا علی




      

در مورد دوستم ... است، دختر بسیار خوب و درس خونیه، نمیدونم چجوری بگم، ... عاشق یه آقا پسری شده که اصلا خود اون طرف هم خبر نداره حتی اسمشو بدرستی نمیدونیم، حدود 2 ساله، راستش اوایل که برای من میگفت من اصلا جدی نگرفتم کم کم دیدم واقعا ... وابسته شده، دعواش کردم نصیحتش کردم فایده نداشت، حس میکنم ... افسرده شده، تو روئیا و خیال زندگی میکنه، از دنیای بیرون فاصله گرفته حاضر نیست حتی به موردای ازدواجش فکر کنه، کسی خبر نداره جز دوستان، ما خیلی سعی کردیم کمکش کنیم، از راهکار 1 مشاور استفاده کردیم اما نشد،

 

این سئوال به صورت پیامک به دست بنده رسیده است .




      
   1   2   3   4   5      >



مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ   |   Designed By Ashoora.ir